سلام دوستان حسین هستم مسافر. ماشاءالله چه قدرتی! امین همه شما را خوب شارژ کرده است. امیدوارم حال همه شما خوب باشه، حال من هم خوب هست. امروز هم هفدهم فروردین هزاروچهارصدویک هست، من معمولا ماه رمضان ها صحبت نمیکنم، چون وسط صحبت یادم میرفت که چه چیزی میگفتم،این هست که امین این جور را میکشد. ولی بخاطر ارائه گزارش ها ناگزیر هستم چند دقیقه ایی در خدمت شما باشم. چند تا نکته را برای شما میگویم :
نکته اول:
امیدوارم که عید به همه شما خیلی خیلی خوش گذشته باشد. ما چند مسئله پشت سر هم داشتیم. مسئله دیده بان ها را داشتیم، بعد تمام نشده هفته درختکاری شروع شد، مشغول کاشتن درختان بودیم، عید نوروز رسید، عید نوروز هم مشغول شدیم، مسئله ماه مبارک رمضان شروع شد. همه این مناسبتها خوب، مثبت، جشن و شادی هست و خوشبختانه توانستیم امسال عید را برگزار کنیم. دیدن بچهها در عید برای من خیلی خوب بود ولی من یک هفته، ده روز قبل از عید مشخص کردم که بچهها برای عید دیدنی بیایند که این بار و شلوغی در عید کم بشود. یک روز ششصد نفر آمدند، یک روز دیگر پانصد نفر آمدند، یک روز هم تقریبا سیصد و خرده ایی آمدند یک مقدار محدودی هم در پارک طالقانی بودند. ولی در روز دوشنبه که در ساختمان سيمرغ مراسم بود، جمعیت به حالت انفجار رسیده بود! آماری که داشتیم تقریبا سه هزار و دویست و خرده ایی نفر بود. بعد چون دیدم دیگر نمیتوانم با آنها حال احوال کنم، عید مبارک کنم و عکس بگیریم از آنها عذرخواهی کردم فقط گفتم : بیائید عیدی خودتان را بگیرید و بروید. دم در ایستادم، سه چهار نفر از دیده بان ها هم بودند، که بفرمائید! همه جا خواهش می کنند بفرمایید داخل، ما میگفتیم :خواهش میکنیم بفرمایید بیرون! بالاخره این امر انجام شد ولی امیدوارم سالهای بعد برنامه ریزی خوبی داشته باشیم که همه با هجوم نیاورند که الحمدلله به خیر گذشت، خوبی آن هم این است که کنار استودیو امجدیه هست و در آنجا هم به این چیزها عادت دارند. چون معمولا مسابقات کشتی، فوتبال هست و جمعیت می آید، آن روز هم خیال کردند مسابقه هست که اینقدر جمعیت هست که از میدان هفت تیر نشسته بودند، صبحانه میخوردند. الحمدلله به خوشی و خرمی گذشت و شکر که توانستیم امسال مراسم عید را برگزار کنیم و از آن قشنگ تر، توانستیم ماه مبارک رمضان را برگزار کنیم، امیدوار هستم که به خوبی بتوانیم این ماه را پشت سر بگذاریم و قطعا بچه ها همکاری و مساعدت خواهند کرد.
نکته دوم:
من از عزیزان خواهش کردم که برای من کیلیپ درست نکنند و در فضای مجازی قرار ندهید چون این کار برای من اصلا خوب نیست، این کار برای من ضرر دارد ولی استفاده ندارد. من نه میخواهم نماینده مجلس بشوم، ونه هنرپیشه هستم و نه میخواهم فا لوور داشته باشم، چون نه در اینستاگرام، نه در تویی تر و نه در فیس بوک برنامه دارم ونه هیچ جا از این برنامههای مجازی دارم و این کارها خیلی وقت گیر است و نیازی هم به این مسائل ندارم بنابراین خواهش می کنم از این کارها نکنید، کیلیپ درست نکنید، تعریف و تمجید نکنید من اینطوری راحت تر هستم، یک سری فیلم ها و کیلیپ هایی که در اینستاگرام هست، آنها را منتقل کنید ایرادی ندارد.
نکته سوم:
مسئله دیگر، مسئله گل گرفتن هست که همسفران الان چهل سی دی آمده و باید چهل سی دی را بنویسند تا گل بگیرند، ولی همسفران وقتی با راهنمای خودشان می آیند �کار خیلی خوب و قشنگی هم هست� دیگر به راهنما از این به بعد گل سفید نمیدهم، به همسفر ها گل قرمز و گل سفید میدهم به راهنما هم گل قرمز میدهم ولی هنگامی که رهجو چهل سی دی را کامل آورد، به راهنما گل سفید میدهيم چون گل سفید، نشان دهنده سفر دوم هست. به سفر دومی هایی هم که سفر خودشان را تمام کرده اند و می آیند گل چهل سی دی خودشان را بگیرند به راهنمای آنها هم دیگر گل سفید نمیدهم، چون گل سفید به راهنما، نشانه این است که راهنما چند تا رهجو را به رهایی رسانده است.
صبح هم که من آمدم، دو مرتبه جمعیت به صورت خیلی خیلی زیادی بود حتی من فرصت سر خاراندن نداشتم و توانستم کار رهایی ها را به انجام برسانم.
نکته چهارم:
یک مسئله دیگری هم که وجود دارد این است که : وقتی در بعضی شهرها میخواهیم شعبه راه اندازی بکنیم، گاهی اوقات، بعضی اشخاص و گاهی اوقات گروهی جلو می افتند و میگویند ما در شهر خودمان اجازه بدهید کنگره راه اندازی کنیم، میگوئیم :باشد و به آن کمک میکنیم و در آن شهر کنگره را راه اندازی میکنیم به عنوان ایجنت. وقتی راه اندازی کرد باید کنار برود، بعد می آید یک دوره، دو دوره، سه دوره ایجنت میشود بعد کنار میرود. در بعضی جاها بعد از کنار رفتن ایجنت مسئله به راحتی انجام میشود و نفر بعدی میآید و شروع به کار میکند و همکاری و پیشرفت میکنند،که اکثرا به همین صورت هست. ولی یک چند جا داریم نه! مثل اینکه آن ایجنتی که کمک کرده و آنجا را درست کرده، حالا آنجا صاحب سرقفلی شده، بنیانگذار هست و چه وچه و.... بعد وقتی میگوییم : برو کنار، مشکل ایجاد میکند! حالا مشکل به دو صورت هست: که اکثرا در صورت دوم پیش می آید، شاگردان آن شخص شروع به جبهه گرفتن میکنند! که بعضی از آنها راهنما میشوند، جبهه میگیرند و بر علیه ایجنت جدید شروع به اقدام کردن که اینکار خیلی خیلی بدی هست، که ایجنت دوره آن تمام شده و کنار میرود و خودش هم از اینکار راضی هست ولی میبینیم شاگردهای آن در کار اختلال بوجود میآورند و کار شعبه را زمین میگذارند و یک جبهه درست میکنند و با ایجنت جدید مخالفت میکنند و حرف های او را قبول ندارند و بر علیه او حرکت میکنند، این یک حالت وا ویلا هست! میخواستم اسم این یکی، دو شعبه را هم بیاورم ولی نمیگویم، خودشان میدانند که کدام شعبه ها هستند. اگر این کار را ترمیم و اصلاح نکردند، آن موقع ناگزیر هستم، شعبه را تعطیل کنم، یا نصف راهنماها را که مربوط به آن ایجنت هست، همه را از کنگره بیرون بکنم. هیچ کس از کنگره طلبکار نیست، حتی یک پاپاسی! حتی خود من، خانواده من هم طلبکار نیستند، برای اینکه من کنگره را درست کردم دیگر، صاحب و بنیان کنگره هستم، چیزهایی که کنگره به من داده را من هنوز نتوانسته ام به کنگره بدهم، من اگر استادهای من به من کمک نمیکردند و روش کنگره نبود الان ده سال پیش واقعاً مرده بودم، باور نمیکنید؟! بیست و پنج سال هست با شما دارم کار میکنم، ده سال، پانزده، بیست سال پیش مرده بودم! ولی خیلی چیزها دریافت کردم، پس کنگره به من بدهکار نیست. وقتی کسی در شهری کنگره راه اندازی میکند، خوب باشد، به رهایی، سلامتی، پاکی و به اعتبار رسیده، الان در آنجا کنگره راه انداخته، به اعتبار و حیثیت رسیده، آبرویی کسب کرده، خیلی ها آن را دوست دارند و میشناسند، اگر حالت معمولی بود که کسی آن را تحویل نمیگرفت و برای کسی قابل قبول نبود،پس یک شخصیت داده است، بنابراين باید ظرفیت پذیرش این شخصیت را داشته باشم. این شخصیت را چه کسی میدهد؟! کنگره میدهد، بیرون به شما این شخصیت را نمیدهند. کنگره یک اسباب و امکاناتی فراهم کرده و تو را در آن قرار داده که الان مورد احترام بقیه واقع بشوی! یک راهنما که می آید، همه به احترام آن جلوی پای آن بلند میشوند، به حرف آن گوش میکنند، تقدیر و تشکر میکنند، چه کسی این امکانات را بوجود آورده؟! کنگره بوجود آورده است،خودمان بوجود آوردیم. پس کسی که میرود جایی را درست میکند به این صورت نیست که این باید طلبکار بقیه باشد و همه به آن بدهکار باشند و چه وچه وچه....! این را باید ما در تمام شعب و در تمام قسمت های کنگره انجام بدهیم. وقتی حرکتی را شروع میکنیم باید هدف ما این باشد که افراد بیشتری به رهایی برسند، همه ما باید یک شرایطی را بوجود بیاوریم که انسان های بیشتری به درمان برسند. یک تازه واردی که هروئين و شیشه مصرف میکند، همسرش برای طلاق به دادگاه میرود، بچه های آن درگیر هستند، همه خانواده دارد از هم میپاشد، هدف ما درست کردن این هست، هدف ما این نیست که حسن آقا، ایجنت بشود یا اکبر آقا فلان بشود، این هدف ها را ما نداریم. پس هر گروه چه گروه خانواده و چه گروه آقایان، هر جا داریم کار میکنیم چه دیده بان! هر کسی هستیم باید در فکر کمک به دیگران باشیم، پیام ما این هست، پیام محبت هست،باید به فکر دیگران باشیم.
من چه کاری انجام بدهم که کمک دیگران باشم؟! من الان بنیان کنگره هستم ولی اگر بدانم که بروم در قسمت OT، برگ زرد بنویسم بهتر به کنگره میتوانم خدمت بکنم، باور کنید میروم آنجا و برگه های زرد را مینویسم تا بتوانم به کنگره بهتر خدمت کنم. افتخار ما کمک به دیگران است، افتخار من این است که پنجاه شاگرد را به رهایی رساندم، چه طور شاگردی را به رهایی رساندم؟! آیا واقعاً به مرحله دانایی و آگاهی رسیدند؟! یا به مرحله بیماری رسیدند؟! اگر من شاگردی پرورش دادم و راهنما شده الان با ایجنت جدید مخالفت میکند! پس من خوب کار نکردم، من آن را خوب پرورش ندادم، من آن را بد پرورش دادم اگر بچه های من بدرفتاری میکنند بخاطر اینکه من که پدر آنها هستم، آنها را بد تربیت کردم با آنها بد رفتار کردم، اگر خوب رفتار میکردم، خوب رفتار میکردند. پس بر همه ما واجب هست که در قسمتی که کار میکنیم، چه راهنما، چه ایجنت وچه دیده بان هستیم، نمیگویم :کمک بدهید نه! واقعاً فکر ما کمک کردن به دیگران باشد، چون متوجه شدیم، هر چقدر به دیگران کمک کنیم، حال خود ما خوب و بهتر میشود این بزرگترین نعمتی هست که باید حتما همه ما این را بدانیم. در دام شیطان نیافتیم، از مسیر خودمان منحرف نشویم، هدف اصلی را در نظر داشته باشیم؛ آن موقع میتوانیم به پیروزی و گام های بالاتری برسیم. ما الان در ظرف این بیست و پنج سال به کمک همدیگر به چه پله های بالایی رسیدیم؟! فقط بخاطر دوست داشتن سایر انسان ها هست، ما الان در حال حاضر هشتصد، نهصد نفر راهنمای آقا داریم که مشغول کار هستند، و مقدار مثبت بودن در کنگره خیلی خیلی بالا هست. چند تا مرکز داریم ممکن است که یکی یا دو تا از این مراکز اینطور باشند، چند درصد؟! یک درصد میشود، آن هم از روی کینه و دشمنی نیست، از روی جهل، نادانی و ناآگاهی آنها هست، خیال میکند باید تعصب پیدا کند و از راهنمای خودش طرفداری بکند. این حرکت اشتباهی هست، اگر بخواهند اینطور به مسیر خودشان ادامه بدهند، برای من تعطیل کردن شعبه کاری ندارد، ولی جواب آن جوان هایی که باید به درمان برسند را باید شما بدهید، کسانی که میخواستند از ظلمت خارج بشوند، شما باعث شدید که نتوانند از ظلمت خارج شوند، از رهایی بسیاری انسان ها جلوگیری میکنید و آن موقع هست که به مشکلات زیادی برخورد میکنید.
بعضی شهرها به سرعت زمین میخرند و شعبه اضافه میکنند خیلی شهرها داریم که یک ساختمان، دو ساختمان، زمین گرفتند، اطراف شهرشان و حوالی شهرشان، همه جا باز هم می آیند و اضافه میکننداما بعضی ها در یک شعبه ایی(دو، سه شعبه) نشستند و فقط در خودشان هستند. باید فکر خودتان را قوی بکنید، این شعبه های ضعیفی را هم که داریم، قوی و قدرتمند بشوند. ان شاء الله در سال 1401 به این نکات مثبت حتما میرسیم. چون اول سال بود گفتم که: بگویم که عمل بکنیم، نه اینکه حرف بزنیم ولی عمل نکنیم. این هم نکته بسیار مهمی بود که من این را یادآوری کردم. امیدوار هستیم باز بتوانیم به کمک همدیگر به آمار بسیار بالایی برسیم، حالا آمار امسال ما تا آنجایی که ثبت شده بود در حدود چهار هزار و هفتصد، هشتصد نفر بود، بعضیها در اینستاگرام ثبت نشده و من فکر کنم بدون آمار رهایی خانم های مسافر بوده است. که من فکر میکنم قطعا از رقم پنج هزار نفر عبور کردیم و به خیلی بالاتر از آن هم رسیدیم و این در سالی بود که بیماری کرونا وجود داشت.
نکته پنجم:
در قسمت خانم های مسافر در سال گذشته چند شعبه اضافه شد، شعبه هیدج هم پارسال راه اندازی شد و فعالیت خودش را به خوبی انجام میدهد و قسمت شمال غرب و مناطق اطراف را پوشش میدهد و افراد مراجعه کردهاند و از جمعه این هفته هم قسمت خانم های مسافر شعبه کرمان هم دوباره راه اندازی میشود و دراین قسمت (خانم های مسافر) در این شعب خانم های مسافر از تهران به آن شعب میروند مثلا در کرمان بخواهند بروند شش نفر با قطار میروند هم OT را آموزش میدهند هم راهنمایی و آموزش بدهند که شعبه قوی بشود از حالا باید کاری انجام بدهیم و دیده بان ها حتما این کار را انجام بدهند. حتما در دستور کار خودشان قرار بدهند که وقتی شعبه یا لژیونی خواست تأسیس بشود، به صورت گروهی باشد و فردی نباشد. چند نفر بشوید و آن مرکز را راه اندازی کنید که خدای ناکرده دیگر از این مسائل پیش نیاید. امیدوار هستیم در سایر شهرها هم قوی و نیرومند بشوند الان نسبتا قسمت خانم های مسافر قوی و نیرومند شده اند و به شعب دیگر میتوانند بروند. الان یک عده از خانم های مسافر به مشهد، اصفهان، هیدج، کرمان میروند البته برای شعبه کرمان از اصفهان هم به آنها کمک میکند. امیدوار هستیم که در سال قوی و نیرومند بشویم.
نکته ششم :
ما انتخابات دیده بان ها را در قبل از جشن دیده بان، تقریبا یک ماه و نیم، دو ماه قبل از عید انجام دادیم بعد از شور و مشورت جلسه دیده بان ها تشکیل شد و دو نفر دیده بان را انتخاب کردیم (حتی قبل از مراسم دیده بان بود) چون گفتیم مراسم دیده بان تمام بشود بعدا اعلام کنیم و دو نفر دیده بان از شهرستان ها انتخاب شدند یک نفر : آقای مهدی صدیقی از اصفهان و نفر دیگر آقای مهدی سنچوری از استان خراسان انتخاب شدند به افتخارشان دست بزنید. ما مصوباتی که در شورای دیده بان ها انجام میشود را بلافاصله به شما اطلاع میدهیم ولی چون جشن دیده بان در پیش بود بخاطر اینکه مشکلاتی پیش نیاید یا اینکه سرگردان نشویم که این دیده بان های جدید باید بروند یا نه و چه و چه....! تصمیم گرفته شد بعد از اتمام آن مراسم به اطلاع شما برسانیم.
ببینید از شهرستان ها انتخاب شدند ما هیچ تصمیمی نداریم که حتما باید از تهران انتخاب بشوند، هر کدام انتخاب میشوند در مورد آنها شور، مشورت و بحث میشود. این دفعه یکی از مشهد و دیگری از اصفهان انتخاب شدند. امیدوار هستیم در بعضی شهرها توانایی آنها اینقدر بالا برود تا بتوانند در شورا عضویت پیدا بکنند، دیده بان داشته باشند. این کارهای بچه بازی را حواس آنها نیست و من میدانم که بچهها یی هم که اینکار را انجام دادند، هیچکدام از روی تعمد و غرض نبوده و بخاطر اینکه به راهنمای خودشان عشق، علاقه و محبت داشتند، یک همچنین کارهایی انجام دادند که امیدوار هستم که این کار هم در این یکی، دو شعبه ایی که داریم اصلاح بشود. آقای بابک رهایی های سال 1400 را به من داد: پنج هزار و صد و هشتاد نفر به غیر از خانم ها به درمان رسیدند، آمار خانم ها هم فردا به دست آنها میرسد به افتخارشان واقعاً دست بزنید. این رقم، رقم بسیار بزرگی هست در باور نیست! بعد از بیست و پنج سال ما به این رکورد رسیدیم. بیش از نود مرکز و شعبه و بیش از بیست و هفت شعبه ورزشی. خود دولت مثلا چهارصد نفر را میگیرد توی فلان پارک و اردوگاه ها و سه ماه، شش ماه نگاه میدارد، خرج میدهد و خیلی هزینه دارد و بعد همه آنها دوباره برگشت میکنند ولی این رقم خیلی بزرگی هست و در باور نمیگنجد، شوخی نیست بیش از پنج هزار نفر به رهایی رسیدند! هر کدام از یک طایفه ایی و یک شهری هستند، خوب یک چنین قدرت و نیروئی خداوند به ما داده و این خوب نیست که مثلا بر سر مسائل پیش پا افتاده ایی (اینجا پایین ده، اونجا بالای ده) بحث کنیم، این از روی ناآگاهی هست ان شاء الله به آگاهی کامل برسند. این هم خبر خوشی بود که از مرز پنج هزار هم گذشت و امیدوار هستم که موفق باشید. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید متشکرم.
نویسنده: همسفر پرتو
ویراستار و ارسال مطالب: همسفر کبری(یاسین)
موضوعات مرتبط:
کارگاه آموزشی عمومی
برچسبها:
کنگره60,
درمان اعتیاد,
کارگاه آموزشی روزهای چهارشنبه,
آقای مهندس