قالب وبلاگ

با همسفران
وبلاگ لژیون همسفر آرزو --کنگره 60 
آخرين مطالب
چت باکس


به نام خدا
خلاصه عملکرد لژیون هشتم همسفران شهرکرد در روز پنجشنبه مورخه: 1401/01/25 با دستور جلسه : وادی اول و تأثیر آن بر روی من.
خلاصه صحبتهای همسفران :
همسفر پروین :
در سی دی اتوفاژی یک جمله خیلی جالبی بود که این بود اگر ما قدم های خود را با تفکر برداریم، قدم ها به همدیگر متصل می‌شود و باعث می شود در جهت درست حرکت کنیم.
این تقدیر ما در واقع به تفکر ما مربوط می‌شود و این دو مطلب  «تقدیر و تفکر» به نحوی با هم دیگر ارتباط دارند و این جایگاهی که امروز در آن قرار داریم و تقدیری که برای ما رقم خورده شده است در واقع نتیجه تفکراتی هست که در گذشته انجام دادیم.
من خودم به شخصه وقتی به عقب بر می‌گردم، می‌بینم خیلی موقعیت های خوبی برای من پیش آمد ولی بواسطه اینکه نتوانستم درست تصمیم گیری بکنم (چه دانسته و چه ندانسته) یک سری تصمیم های نادرستی گرفتم و همان تصمیم های نادرست باعث شد که امروز سر از اینجا و روی این صندلی ها در بیاورم. با این وجود ناامید نیستم، تصمیم گرفتم که از این جا به بعد قدم های درستی بردارم و هر قدمی را که بر می‌دارم با تفکر و فکر کردن همراه باشد.
همسفر الهام :
تیتر وادی این هست که :  «با تفکر؛ ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.»
دروازه ورود به وادی چهاردهم که وادی محبت هست، وادی اول هست و این وادی شالوده این چهارده وادی هست. در این وادی آقای مهندس خیلی قشنگ صحبت کردند که من فکر کردم مصداق این وادی من هستم که انسان کم خرد اول حرف می‌زند، بعد فکر می‌کند. من قبلا همینطور بودم اول حرف می‌زدم بعد فکر می‌کردم و آن موقع فکر کردن  دیگر فایده ایی نداشت. من امروز به این نکته رسیدم که این مشکلات و مسائلی که برای من پیش آمده در یک روز یا یک شب برای من اتفاق نیفتاده است که حالا من بخواهم یک روز یا یک شبه خودم را اصلاح کنم و مهم این است که تصمیم گرفتم که ان شاء الله با تفکر سالم و قدم های محکم بتوانم مشکلات و مسائل خود را حل کنم.
همسفر کبری (علی) :
خود شخص من قبلا مشکلات زیادی داشتم ولی اصلا با تفکر مشکلات را رفع نمی‌کردم، فقط  مسئله را حالا چه خوب و چه بد می‌خواستم  حل کنم. ولی الان با اینکه چندین بار این وادی را می‌خوانم، خیلی غبطه می‌خورم که خیلی موقعیت های خوبی را دست دادم فقط نه می‌گفتم. وقتی گفته می‌شود : گفتار نیک، پندار نیک، رفتار نیک. وقتی می خواهم حرفی را بزنم اول باید ببینم در چه جایگاهی هستم که می‌خواهم آن حرف را بزنم، باید فکر کنم و بعد حرف بزنم و به رفتار خود هم نگاه می‌کنم که آیا این رفتاری که امروز می‌خواهم انجام بدهم با آن تفکر من هم خوانی دارد یا ندارد؟ ولی در اصل من همسفر (کبری) الان هم که کنگره می آیم، نباید بگویم من خیلی  آدم خوبی هستم، نیازی به تفکر ندارم باید در هر صورت و هر مکان و شرایطی که هستم تفکر کنم. همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند :حتی اگر می‌خواهید حرف ناسزایی را هم بگویید اول در مورد آن حرف فکر کنید و بعد آن حرف را بزنید.
همسفر مهری :
وادی اول : «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.» برای خلق و پدیدار شدن هر چیزی اول یک تفکری وجود داشته است. فکر کردن با تفکر کردن خیلی تفاوت دارد. در طول شبانه روز فکرهای زیادی به ذهن ما می آید که هیچ پایه و اساسی ندارند ولی تفکر این هست که ما اول باید بدانیم به چه چیزی می‌خواهیم فکر کنیم تا کم کم بتوانیم مشکلات خود را حل کنیم.
همه چیز مانند یک صفحه سفید نقاشی هست و این ما هستیم که با اعمال و رفتار خود روی آن نقشی را بوجود می آوریم.
وادی اول پایه و اساس همه وادی ها می‌باشد. در تفکر سه نیروی القاء، احیاء و تحرک وجود دارد که در تفکر به انسان کمک می‌کنند. فکر کردن به تنهایی کافی نیست بلکه در مسیر آن تفکر باید حرکت هم انجام بدهیم. 
همسفر پرتو :
تفکر ریشه و اساس همه کارهای ما در زندگی هست و برای هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم نیاز به یک تفکر سالم دارد و با تفکر سالم می‌توانیم راه و مسیر درست را از نادرست تشخیص بدهیم و باعث می شود ما یک تصمیم گیری خوبی داشته باشیم. اگر در مورد رفع یک مشکل نتوانستیم به تنهایی تصمیم گیری کنیم، می‌توانیم با مشورت کردن با افراد صالح و آگاه یک تصمیم گیری خوبی انجام بدهیم و در آخر خود ما تصمیم گیرنده باشیم نه اینکه دیگران برای ما تصمیم بگیرند که ما چه کاری را انجام بدهیم و این تصمیم گیری خودمان باعث بالا رفتن سطح اعتماد به نفس می‌شود. با تفکر، صبر، استقامت و بردباری بتوانیم مشکلات خود را رفع کنیم و این کار را به صورت ذره ذره و تدریجی انجام دهیم حتی برای خارج شدن از تاریکی ها به سوی روشنایی ها یک دفعه امکانپذیر نیست بلکه در طول زمان انجام می‌گیرد و ان شاء الله این وادی را بتوانم در زندگی عملی و اجرایی کنم. 
همسفر خاور: 
من در زندگی هیچ تفکری انجام نمی دادم و فقط برای خیاطی و الگو کشیدن فکر می‌کردم فقط در زمینه هنر تفکر می‌کردم ولی در زندگی اصلا تفکری وجود نداشت. در مورد  یک کاری هم اگر نمی‌توانستم تصمیم گیری کنم، آن کار را انجام نمی‌دادم ولی نمی‌دانستم که باید تفکر کنم. در کنگره متوجه شدم که با تفکر همه چیز پدیدار می‌شود و نیروهای القاء، احیاء و تفکر هم وجود دارند که به انسان کمک می‌کنند. نیروی القاء مانند همان گِلی که در کنار گُل قرار می‌گیرد و خوشبو می‌شود. اگر من هم در کنار فردی که دانایی دارد قرار بگیرم، دانایی من هم بالا می‌رود و عکس این قضیه هم وجود دارد. تحرک هم که من وقتی کاری را می‌خواهم انجام بدهم باید اول تفکر کنم و بعد در مسیر آن تفکر حرکت کنم. 
احیاء هم به معنای زنده شدن می‌باشد مانند اگر جسم خراب شود، جسم  خودش را بازسازی و ترمیم می‌کند. مانند استخوانی که بشکند خود استخوان جوش می‌خورد و خوب می‌شود. 
همسفر الهه :
از این وادی یاد گرفتم وقتی تفکر می‌کنم باید تفکر من جهت و هدف معقولی داشته باشد. گاهی اوقات به یک چیزهایی فکر می‌کنیم یا دست به کارهایی می‌زنیم که اصلا یا در توان، یا به سود ما نیست یا چیزی خارج از موقعیت ما هست که هیچ موقع به آن نمی رسیم و فقط وقت خودمان را تلف کردیم. فقط هم در زندگی نیست، در کارهای هنری، آموزشی، مسائل زناشوئی، ورزشی و... در همه موارد هم وجود دارد. در بعضی موارد تفکر انسان درست است و قوی حرکت می‌کند و به نتیجه درستی می‌رسد. و در بعضی شاخه های زندگی ممکن است تفکر و تصمیم گیری صحیحی نداشته باشد و راه را اشتباه می‌رود و ضرر می‌کند. 
در کنگره آموزش درست فکر کردن و اینکه به چه چیزهایی فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم را یاد می‌گیریم و بخواهیم چگونه این آموزش ها را عملی کنیم. انسان اگر بخواهد کاری را انجام بدهد باید اول خوب فکر کند ببیند آیا در آینده این کار برای آن مفید هست؟ یا اینکه فقط وقت و انرژی خودش را از دست می‌دهد و نتیجه دلخواه را کسب نمی‌کند. 
همسفر مرضیه : 
آقای مهندس چهارده وادی برای خروج از تاریکی و ظلمت برای ما نوشتند که همه آنها لازم و ضروری است. ابتدای همه وادی ها، تفکر هست. تیتر وادی می‌گوید :  «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.» منظور از ساختار همان ساختمان یا چیزی هست که می‌خواهد بوجود بیاید. قبل از اینکه چیزی خلق بشود باید یک تفکری وجود داشته باشد تا این ساختار بوجود بیاید. تفکر یک حرکت درونی و ذهنی هست. اول تفکر در ذهن بوجود می‌آید بعد باید وارد مرحله‌ عمل بشود تا آن ساختار شکل بگیرد. در مسیر تفکر سه نیروی القاء، احیاء و تحرک هم به انسان کمک می‌کند. اگر در انسان تفکر وجود نداشته باشد، از زندگی عقب می‌ماند. انسان به هر چه فکر کند و در ذهن خود تصور کند، قطعا همان چیزی می‌شود که به آن فکر کرده است. پس بهتر است انسان همیشه تفکرات مثبت و سالم داشته باشد تا به اهداف خوبی دست پیدا کند. 
همسفر صغری :
تفکر یعنی آن بذری که در وجود من هست را در ذهن خود به درستی بکارم و این زمانی صورت می‌گیرد که ذهن خود را از افکار بیهوده خالی کنم وقتی ذهن درگیر باشد آن تفکر و تصمیمی که می‌خواهم بگیرم ممکن است به خوبی نتوانم اجرا کنم و تصمیم اشتباهی بگیرم. از وادی اول یاد می‌گیرم که عاقلانه تصمیم بگیرم و بتوانم جنبه های مثبتی را که در ذهن خود دارم به  آنها را عمل کنم و در مسیر درست حرکت کنم. یعنی با تفکر میتوانم زندگی خود را تغییر بدهم و زندگی بهتری را شروع کنم و به آن ادامه بدهم. 

صحبتهای کمک راهنما همسفر آرزو :
امیدوار هستم که تک تک ما بتوانیم وادی اول که پایه و اساس کنگره و هر چیزی در بیرون از کنگره هست را درست انجام بدهیم. تیتر وادی می‌گوید : «با تفکر؛ ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود.» و این من هستم با تفکری که می‌کنم برای خودم (برای بقیه کار ندارم، برای بقیه هم می‌تواند اتفاق بیافتد) مثل اینکه فکر کنم همسر من، یک همسر بی عرضه هست، یک همسر خیانت کار هست، یک همسری هست که هیچ کاری از عهده آن بر نمی آید یا پسر من پسری هست که درست حرکت نمی‌کند، دقیقا اتفاقی که در این ذهن می افتد در بیرون هم اتفاق می افتد. در وادی گفته می‌شود : به چه چیزهایی نباید تفکر کنیم، دقیقا همین چیزهایی هست که ما  به آنها نمی‌خواهیم تفکر کنیم. در سی دی اتوفاژی و بسیاری از سی دی های دیگر مثل تقدیر آقای مهندس در مورد این صحبت می‌کنند که تقدیر درست است که چیزی هست که از چله کمان رها شده ولی تا آخر می‌رود ولی این من هستم که با حرکتی که می‌کنم، می‌توانم تغییراتی در تقدیر خود بوجود بیاورم. 
از نظر من بزرگترین نسخه برای تغییر من، زندگی من و تمام اطرافیان من، بخصوص اول خود من تفکر هست. تفکر می‌کنم که من آدم بی عرضه ایی هستم، من آدمی هستم که به درد نمی‌خورم، من آدمی هستم که هیچ چیزی یاد نمی‌گیرم، دست من کند است، هیچ کاری نمی‌توانم انجام بدهم، در ادامه چه می‌شود؟ تمام اینها آرام آرام اتفاق می افتد، اینقدر آرام که من اصلا متوجه نمی‌شوم و در کنار آن اینقدر به خودم غره نشوم که نه بر عکس آن من خیلی آدم مهمی هستم، من خیلی آدم خوبی هستم، من خیلی آدم خوبی بودم، چرا در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم که مرتب من را دور می‌زند به قول خودم به من دارد خیانت می‌کند، از سفر خودش دارد سوء‌استفاده می‌کند، دارد سر من کلاه می‌گذارد و... که چه؟ اینها چه چیزهایی هست که من با خودم می‌گویم، اینها همان چیزهایی هست که من نباید به آنها فکر کنم. تفکر این نیست که من روزی هزار تا فکر بیهوده در ذهنم می آید، اجازه ورود بدهم نه؛ من باید افسار ذهن خود را به دست بگیرم چون تفکر یک حرکت درونی و ذهنی هست. اگر توانستم جلوی ذهن خودم یک پرده بکشم و اجازه ورود هر فکری را ندهم، آن موقع می‌توانم به آن چیزهایی که می‌خواهم به آنها برسم، راجب به آنها تفکر کنم. 
بارها گفتم: تفکر این هست که من یک دایره مثل خورشید می‌کشم، موضوعی را که می‌خواهم در مورد آن تفکر کنم را در درون دایره قرار می‌دهم و مزایا و معایب آن را در اطراف دایره می‌نویسم اگر مزایا برتری نسبت به معایب آن داشت، آن موقع آن کار را انجام می‌دهم نه اینکه کورکورانه یک کاری را انجام بدهم یا تقلید کنم. 
اما با آمدن به کنگره خوب تفکر کردم و سعی کردم آموزش ها را کاربردی کنم و هر چه به من می‌گویند اجرا کنم. ایمان داشتن به کنگره بسیار مهم و ضروری هست و آن موقع هست که آن اتفاقاتی که باید بیافتد، می افتد. اگر من خوب حرکت کنم و تغییر کنم قطعا مسافر و اطرافیان هم این تغییر را حس می‌کنند و باعث خوب حرکت کردن مسافر هم می‌شود و باید صبوری کنم و در این راه استقامت داشته باشم تا به موفقیت دست پیدا کنم. درست است کار خیلی سختی هست، ممکن است پوست من کنده بشود، رنده بشوم، چیزهایی را ببینم که نباید ببینم ولی باید صبوری کنم و مرتب به خودم بگویم او انسان خوبی هست و تفکر خودم در مورد او هم درست کنم، تفکر مثبت در مورد او داشته باشم نه تفکرات منفی تا به نتیجه مطلوب و دلخواه برسم.
تا وقتی تفکر درمورد طرف اصلاح نشود هیچ چیزی درست نمی‌شود پس این تفکر را آرام آرام عوض کنیم. با خودم صادق باشم آیا از روز اولی که وارد کنگره شدم، تغییری برای من اتفاق نیفتاده است؟ چرا دانایی من بالا رفته، قوانین زندگی را یاد گرفتم، آیا یکی از آن قوانین را می‌توانم اجرا کنم؟ آیا می توانم با تمام خصوصیات و شرایط بدی که طرف مقابل من دارد، وقتی وارد خانه شد به استقبال آن بروم و بگویم: سلام آقا، سلام پسرم خوش آمدید. اگر توانستم این کار را انجام بدهم، آن موقع یک اتفاقی می افتد، باید من تغییر کنم و این تزکیه و پالایش و تفکر درست  باید در  درون من  اتفاق بیافتد و بسیار تا بسیار کار سختی هست، اما اگر ایمان داشته باشم اینجا همان جایی هست که می‌توانم موفق باشم، دیگر ناراحت، ناامید نیستم، می‌دانم که باید محکم بایستم تا خودم را اصلاح کنم تا در ادامه به آن چیزی که می‌خواهم دست پیدا بکنم. من حرکت کنم و از هیچ کسی جز خودم انتظاری نداشته باشم. اگر با این شرایط توانستم حرکت کنم، آن موقع همه چیز درست می‌شود، آن چیزهایی که حتی فکر آنها را هم نمی‌کنیم، درست می‌شود. پس بایستم و خودم را اصلاح کنم تا در ادامه اصلاح شدن برای اطرافیان من هم که در کنار من هم هستند اتفاق بیافتد و آدم هایی هم که قرار نیست اصلاح بشوند واقعاً از کنار من، کنار می‌روند اینقدر که موقعی اثری از آنها نیست، به یک جای دیگری می‌روند یا دور از جان آنها فوت می‌کنند. من اگر در این صراط مستقیمی که در آن قرار گرفتم با تفکر حرکت کنم، جا نزنم و فقط بخاطر خودم به کنگره بیایم نه بخاطر طرف مقابل خودم به کنگره بیایم. امیدوار هستم که خداوند در این ماه مبارک رمضان و تمام روزهایی که در کنگره هستیم به ما اجازه بدهد، آدم هایی را که مرده بودند و زنده شدند را ببینیم، مسافرانی که زیر خاک بودند، به قول آقای محمد زیر آوار بودند و از زیر آوار بیرون آمدند و وقتی از زیر آوار بیرون آمدند، تازه چشم های آنها باز شد و حرکت آنها شروع شد. این برای مسافر نیست، برای من همسفر هم هست. من هم بواسطه حرکت در ضدارزش ها، دخالت در کارهای مسافرم و آن چیزی که وظیفه من نبوده است را انجام داده ام، زیر این آوار هستم وقتی به کنگره می آیم باید آواربرداری کنم، اول ذهن خود را درست کنم، آشغالها را از ذهنم بیرون بریزم، ذهنم را خانه تکانی کنم، مسافرم هر چه بوده، بوده الان هم هر چه که هست، هست. امروز من تغییر کنم و این قدم اول را آرام آرام یک قدم یک قدم بردارم در کتاب هم هست؛ سفر هزار فرسنگی با قدم اول آغاز می‌شود و این قدم اول را من برای خودم بردارم، نه برای تغییر مسافر خودم، نه برای تغییر هیچکس دیگری، چون من فقط می‌توانم خودم را تغییر بدهم و هیچ کس دیگری را نمی توانم تغییر بدهم. تنها و تنها و تنها خودم را می‌توانم تغییر بدهم. من بارها و بارها خدا را شکر می‌کنم که کنگره در مسیر من قرار گرفت واقعاً با تمام سلول های خود شکر می‌کنم. من بخاطر خودم آمدم و به حرکت ادامه دادم و وقتی در صراط مستقیم قرار می‌گیرید و محکم حرکت می‌کنید قطعا نیروهای الهی هم به کمک شما می آیند اما بايد صبور باشید، خیلی چیزهایی را که می‌بیند، چشم پوشی کنید، درست حرکت کنیم. نا امید نباشم، این همه آدم می‌بینم درمان شدند، امید در همین جا هست، بیرون از کنگره هم هیچ خبری نیست، هیچ کس به فکر دیگری نیست، آدم ها خودشان هم به فکر خودشان نیستند، چه برسد به فکر یک نفر دیگری باشند. پس این ریسمان الهی را محکم بگیرم که تغییر من فقط و فقط در کنگره اتفاق می افتد. سعی کنم به خودم خدمت کنم، کاری که من انجام می‌دهم خدمت به خود من هست. کنگره نیاز به کمک من ندارد، آدم های عاشق در کنگره اینقدر زیاد هستند، که من نباشم، هزار نفر دیگر هستند، که کاری را که من به زور و اجبار انجام می‌دهم به آسانی انجام می‌دهند. تفکر کنم که به چه دلیل به کنگره آمدم؟ به چه دلیل در کنگره می‌خواهم ادامه بدهم؟ آیا به کنگره ایمان دارم؟ آیا می‌دانم کنگره ریسمان الهی هست؟ من فقط صور آشکار (آدم ها) قضیه را می‌بینم، اما درون خودم چه خبر هست؟ درون خودم را  درست کنم. 
درختان ایستاده می‌میرند، این را هیچ وقت، هیچ وقت فراموش نکنید. من به عنوان یک همسفر باید در تمام شرایط سخت و مشکلاتی که سر راه من قرار می‌گیرد مانند آن درخت باشم و باید اینقدر محکم بایستم تا با تفکر بتوانم آن مشکل را حل کنم و آرام آرام از سر راه خود بردارم،مانند داستان چشمه و سنگ که سالها پیش در کتاب‌های خود می‌خواندیم. سنگ سر راه چشمه قرار گرفت، اینقدر چکید تا توانست آن سنگ را خرد کند و از آن عبور کند.
نویسنده: همسفر پرتو
ویراستار و ارسال مطالب: همسفر کبری(یاسین)


موضوعات مرتبط: عملکرد لژیون
[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 14:55 ] [ همسفر کبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما همسفرانِ مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکیهای اعتیاد به سمت روشناییها آغاز کرده اند. و برای رهایی خود و عزیزانمان تلاش می نماییم. خدا را شاکریم که راه درمان اعتیاد را در جمعیت احیاء انسانی کنگره 60به ما نمایاند. لژیون همسفر آرزو از 27 اردیبهشت ماه 97 در نمایندگی عمان سامانی شهرکرد شروع به کار کرده است . امید است که خدمتی باشد هرچند کوچک در جهت رسیدن به اهداف کنگره 60. با ما همراه شوید .
لینک های مفید
امکانات وب