سلام دوستان الهام هستم یک همسفر :
ایمان یعنی تجلی نور خدا در انسان یعنی صفات خداوند در انسان متجلی شود ، خداوند بخشنده و مهربان است رحیم و علیم است پس کسی که ایماندارد این صفات رو هم داراست والبته نا گفته نماند که این صفات در وجود خداوند مثل اقیانوس است ودر وجود انسان مثل قطره ، و اینکه ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خداوند به دوستی ، محبت ، صداقت ، کسی که ایمان دارد نه تنها از نظر مالی بلکه سعی می کند از تمام خوبیها و زیبایی های وجودش به بقیه انسانها ببخشد و اگر عصاره ی جانش را ببخشید روز به روزظرف وجودش پرتر می شود نمی توانیمدر هستی انتظار داشته باشیم که فقط به ما ببخشند کسی که توقع بالایی داشته باشد ایمان ندارد حتی اگر بالاترین عبادات را انجام دهد کسانی که ایمان دارند در آسایش و امنیت هستند.
سلام دوستان مرضیه هستم یک همسفر
ایمان تجلی نور خداوند در انسان است. روح خدا در ما دمیده شده و همه ما جزئی از خداوند هستیم. خداوند مثل خورشید نورش را به همه جا میتاباند و به فکر پس گرفتن هم نیست.تجلی نور خداوند در انسان یعنی صفات خداوند در انسان متجلی میشود.
کسی که ایمان دارد یعنی تجلی صفات خداوند در انسان رخ داده است .خداوند بخشنده است و کسی که ایمان دارد بخشنده است؛ خداوند مهربان است؛ خداوند علیم است و کسی که ایمان دارد نیز علیم است؛ خداوند تواناست و کسی که ایمان دارد تواناست؛
صفات خداوند در انسان نهفته شده که برای خداوند مثل اقیانوس است که حدی هم ندارد اما برای انسان مثل یک قطره است که یک حدی دارد.
ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خودش، به انسانها، به خانواده، به جوامع بشری، به راستی، درستی، صداقت، مهر، محبت.
سیستم هستی و الهی به این صورت است که کسی در سیستم هستی در حرکت است مثل یک آب زلال است و تمام مراتع و بوستانها از این رودخانه آب بر میدارند و به انسانها و حیوانات حیات میدهد و از آبش کم نمیشود و همیشه پر آب تر، زلال تر و شفاف تر و نیرومندتر هستند . انسانی که اینگونه نباشد مثل یک برکه یا یک استخر یا حتی یک دریاچه است که تکان نمیخورد. وقتی آب ثابت باشد، لجن میشود.
ایمان فقط این نیست که شما سفره بیندازید و دعا کنید. ایمان آن چیزی است که شما از عصاره جانتان بدهید. کسی که ایمان داشته باشد تمام خوبیها و زیباییهایی که در وجودش هست را سعی میکند به بقیه انسانها بدهد. اگر عصاره جانش را بدهد، مرتب پرتر میشود. کسی که عصاره جانش را داد، ایمان دارد و عاشق است و همیشه ظرفش پر است و پرتر میشود. در هستی نمی توانی جوری باشی که ندهی و بگیری. کسی نمیتواند بگوید من ایمان دارم ولی از عصاره جانم و مالم نمی دهم، حتی اگر بنشیند هزار رکعت نماز بخواند یا بالاترین عبادتها را انجام بدهد.
(عبادت به جز خدمت خلق نیست ***به تسبیح و سجاده و دلق نیست)
وقتی از عصاره جانش نمیدهد و از مالش نمیدهد، حالش خراب میشود. یک دوستی میگفت ریشه تمام بیماریها از بیایمانی است. چون همه چیز را برای خودش میخواهد و برای خانواده خودش میخواهد. اگر سیب سرخی بود برای خودش یا خانوادهاش میخواهد. اگر سیب گندیدهای بود، سیب گندیده را مثلاً به دوستش در راه خدا میدهد!
کسی که ایمان داشته باشد، وارد عمل بشود، قضیه خیلی فرق میکند؛ در حرف ایمان ما از همه بالاتر است!
وقتی از صراط مستقیم خارج شدیم به مرحلهای میرسیم که دست به طلا بزنیم، خاکستر میشود.کسانی که ایمان دارند کمتر مریض میشوند؛ خداوند را قبول دارند و توکل میکنند. کسانی که ایمان ندارند، خیال میکنند توکل میکنند.
سیستم خلقت طوری است که باید دوست داشته باشی تا دوستت داشته باشند؛ باید بدهی تا بدهند؛ شما نکاشته نمی توانی درو بکنی. یکی از بدبختیهای انسانها این است که نکاشته میخواهند درو بکنند و هیچ بذری را نکاشتند و میخواهند درو کنند. حال باید چیزی را باید بکاری. حالا اگر حنزل کاشتی، حنزل بر میداری؛ اگر زهرمار بکاری، همان را بر میداری. یک موقع هیچچیزی نمی کاری، قطعاً هیچچیزی برداشت نخواهی کرد. یک زمینی داری ۲۰هکتار و هیچچیز در آن نمی کاری؛ اما کناری تو می کارد و او که کاشت از یک تخم، ۷۰ تخم برداشت میکند. یک دانه گردو زیرزمین می کارد و چندین سال نگهداری میکند و بعد در یک سال ۵۰ هزار گردو به او میدهد. او هم که نکاشته هیچچیزی نیست فقط ممکن است در مزرعهاش یک سری بوته و خار باشد.کسی ایمان دارد که می کارد.
اگر در قسمت ایمان، آمدی کاشتی به حساب برداشت محصول، به تو محصول نمیدهد؛ یعنی من این ده تومان را کمک میکنم که صد تومان به من کمک بشود؛ یا این کار را انجام دادی برای تفاخر؛ جواب نمیدهد. این قضیه باید بلاعوض باشد. اگر بلاعوض باشد، آن موقع جواب میدهد. وقتی از عصاره جانت، فکرت، اندیشهات، پولت، برای اینکه انسانهای دیگر را خوشحال کنی و برای اینکه مشکلشان را حل کنی ، دادی ولی انتظار برگشتش را نداشتی، آن موقع به تو محصول میدهد. یعنی تو خدماتت را انجام بدهی و انتظار برگشت آن را نداشته باشی . پس این شعبده هم در آن هست. برای همین میگویند 《عشق بلاعوض》. ایمان کسی دارد که کاری انجام میدهد بلاعوض است و انتظار ندارد.
ایمان از امنیت میآید و کسانی که ایمان دارند در آسایش و امنیت هستند.
کسی که ایمان داشته باشد میداند که یک حکمتی هم هست، یک توکلی هم هست، یک رضایی هم هست. کارش را انجام می دهد و میگوید خدا کریم است و فعلاً که داریم میخوریم و میگوید:
(خدا گر زحکمت ببند دری***ز رحمت گشاید در دیگری)
باز هم برایش وجود دارد. پس آنهایی که ایمان ندارند همه چیز در اختیارشان هست و استفاده میکنند ولی تردید و شک دارند و به صورتی خودش را بروز میدهد مثل انواع و اقسام بیماریها؛ مثل انواع سرطانها؛ چون تکیهگاهی ندارد و آرمانی ندارد و یک پشتوانه ندارد و مثل کسی است که در دریایی دارد غرق میشود و جایگاهی ندارد.
درون تو و افکار تو و اندیشه تو است که اینها را به وجود میآورد. می توانی زاویه دیدت را عوض کنی. صد دفعه می روی به دیوار بسته میخوری، این را عوض کن.
در مقابل خدماتی که به شما میشود، شما چه کارکردید؟
باید یک چیزی بکارید تا برداشت کنید. نمیکارید، پس برداشتی ندارید
سلام دوستان شهناز هستم یک همسفر
آقای مهندس فرمودند:《 ایمان تجلی نور خدا در انسان است یعنی صفاتی که خداوند دارد در انسان نهفته است در خداوند به عنوان اقیانوس می ماند در انسان مثل یک قطره یا یک کوزه می ماند پس ایمان یعنی اعتقاد داشتن به خود به انسانها به خانواده و حیات و زندگی ، صداقت ، مهر ،محبت . پس وقتی انسانی تجلی نور خداوند بشود یعنی قدرت و صفات خداوند در انسان متجلی می شود کسی که ایمان دارد رحیم است، محبت دارد ،توانا هست و کسانی که ایمان دارند کمتر مریض می شوند و به خداوند توکل می کنند و اعتقاد به خدا دارند .من در این CD یاد گرفتم که ایمان این نیست که همیشه سفره بیندازی نماز و دعا بخوانی ایمان آن چیزی است که من باچشم خودم می بینم کاری که راهنمایان در کنگره 60 انجام می دهند برای رهایی و خوشحالی و آرامش من رهجو که تمام خوبی ها و زیبایی های درون خودش را به من و بقیه انسانها می دهد و از عصاره جان خودش و از مال و وقت و از فکر و اندیشه خود برای انسانها می گذارد تا آنها خوشحال شوند و لبخند بر لبانشان بیاید و مشکل آنها حل شود این عشق بلاعوض نشات گرفته از ایمان است و کسی که عاشق هست ظرفش پر است و در آخر عبادت به جز خدمت به خلق نیست ؛ به تسبیح و سجاده و دلق نیست. کاری که راهنمایان می کنند یک عبادت بزرگ و بسیار زیبا است چون هیچ انتظار برگشتی ندارند و کسی که ایمان دارد کاری که می کند بلاعوض است وقتی تو نیکی می کنی و به انسانها خوبی می کنی ودیگران را خوشحال می کنی چه لذتی دارد ومعامله ی است که یکی می دهی صدتا برابر می گیری پس من رهجو نباید ناسپاسی و ناشکری کنم و از
کسانی که به ما آرامش وخوشحالی هدیه دادند قدر دانی کنم و این قدر دانی کردن بسیار ارزشمند است و در ادامه به همدیگر کمک کنیم و زیر پروبال همدیگر بگیریم زیرا هرچی به صراط مستقیم نزدیک تر شویم نشانه اش حال خوش و آرامش ما هست
و درآخر هفته راهنما را خدمت اعضای کنگره 60 و راهنماهای عزیز به ویژه راهنمای عزیز و بزرگوار خودم خانم آرزو تبریک وخدا قوت عرض می کنم و از زحمات ایشان تشکر می کنم ودستشان را از دور می بوسم.
سلام دوستان خدیجه هستم یک همسفر:
ایمان یعنی تجلی نور الهی در انسان که همان صفات الهی است یعنی صفات الهی در انسان متجلی بشود یا نمایان بشود صفاتی مثل عشق ورزیدن، محبت کردن ، کمک کردن به دیگران که تمام اینها برای فردی که ایمان داردباید بلاعوض باشد یعنی بدون هیچ توقع و خواسته ای آن ها را انجام دهد و مطمین باشد خدا به آن بر برمی گرداند همانطور که می گویند تو نیکی کن و در دجله انداز تا ایزد در بیابانت دهد باز این یعنی تو یک جایی بدون چشم داشتی کمک کردی فقط برای اینکه دیگران را خوش حال کنی و اکنون چون در زمان از عصاره جانت بخشیدی خداوند آن را در جایی که فکر نمیکنی برایت می فرستد ما باید برای خودمان دنیایی را به وجود بیاوریم که مملو از ایمان، عشق، عقل و محبت باشد و نهفقط ازنظر پولی بلکه ازنظر تفکر، اندیشه و دلداری نیز به هم کمک کنیم. زیرا اول خودمان به آرامش می رسیم و خومان از ثمره اش استفاده می کنیم .ودرآخرهفته راهنمارابه راهنمای عزیزم خانم آرزو ازصمیم قلبم تبریک می گویم.
برچسبها:
کنگره60,
درمان اعتیاد,
ایمان,
عبادت