|
با همسفران وبلاگ لژیون همسفر آرزو --کنگره 60
| ||
|
(به نام قدرت مطلق الله) عملکرد لژیون مجازی هشتم به استادی کمک راهنمای گرامی خانم آرزو مورخه 99/7/3 در روز پنجشنبه ساعت 5:00 آغاز به کار نمود. پس از 14 ثانیه سکوت لژیون را آغاز شد؛ خانم آرزو فرمودند: خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یکبار دیگر اجازه داد؛ در سومین روز از مهر ماه 99، در کنار هم باشیم؛ از همدیگر آموزش بگیریم؛ از همسفران خواستند؛ تا پیام ابتدای وادی هشتم کتاب عشق را بخوانند : ( امواج چون گرد باد به زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت میبرند و این، جز فرمان حاصل نمی گردد. پس با شما که پیمان میبندید، در اندیشهی آن باشید که از زمین برخواسته و به مکانی که فرمان است رهسپار شوید. در سکون، هیچ چیز بوجود نمیآید و زایشی نیست؛ همه چیز در حرکت شکل میگیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقههای آفرینش، آغاز و ادامه دار میگردد. در این سیر برای انسان، تفکرات؛ معمار ساختارها و زبان سخن گوی و تعیین کنندهی مسیر حرکت او می باشد. ) در ادامه خانم آرزو، ضمن تشکر، از همسفران خواستند؛ در مورد دستور جلسه ( سی دی وادی سوم ) مشارکت نمایند. (مشارکت همسفران) همسفر معصومه: تیتر وادی میگوید: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند؛ که آقای مهندس گفتند: اصولاً تمام انسانها تا ۹۹% فکرشان دچار مشکل است و همین باعث میشود؛ که اصل قضیه را متوجه نشوند و اگر ما چهارده وادی را پشت سر بگذاریم؛ اندیشه و گفتار ما تغییر میکند؛ که همان گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک است؛ پندار نیک همان تفکر است و گفتار نیک همان صحبت کردن است و کردار همان عمل کردن است پس آقای مهندس در وادی اول گفتند؛ که با تفکر ساختارها آغاز می شود و ما انسانها را موجودی معرفی کردند؛ که برای زندگی کردن احتیاج به برنامه ریزی داریم و برای برنامهریزی باید تفکر کنیم و در وادی دوم گفتند: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به این دنیا نگذاشته است؛ هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم؛ حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم؛ در وادی سوم از کلمه باید استفاده کرده؛ يعني بايد و بايستي اين را بدانيم؛ نميگويد؛ شايد و يا ممكن است، بلكه ميگويد؛ بايد دانست، يعني اين يك قانون است؛ كه قطعا بايد آنرا بدانيم؛ كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش فكر نميكند. ما با شروع زندگي در اين وادي آغازي تازه داريم؛ منظور چه آغازي است؟ آغازی که ما را به سلامتی، صلح، آرامش و آسایش برساند. اگر بیمار هستیم، ميخواهيم؛ مداوا شویم، اگر در جنگ و جدل هستيم، ميخواهيم؛ به صلح برسیم. اگر افسردگي و پريشاني داريم، ميخواهيم؛ به آرامش برسيم. اگر از نظر مالي دچار بحرانهاي متعدد هستيم، ميخواهيم؛ به آسايش برسيم؛ پس من مسئولیتهای زندگی خودم را بپذیرم و مشکلات و مسائلی که در زندگی دارم؛ را با تفکر و تدبیر آن آنها را حل کنم و تصمیم نهایی را در زندگی خودم بگیرم؛ تا اعتماد به نفس داشته باشم. همسفرفاطمه: در وادي اول ياد گرفتيم؛ كه با تفكر ساختارها آغاز ميشوند. چون خداوند به گونه اي ما را خلق كرده؛ كه ما بايد براي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشيم. وادي اول ياد گرفتيم؛ كه با تفكر ساختارها آغاز ميشوند. چون خداوند به گونه اي ما را خلق كرده؛ كه ما بايد براي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشيم و براي برنامه ريزي بايد تفكر كنيم. وادي اول ياد گرفتيم؛ كه با تفكر ساختارها آغاز ميشوند . چون خداوند به گونه اي ما را خلق كرده؛ كه ما بايد براي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشيم و براي برنامه ريزي بايد تفكر كنيم. وادي دوم ميگويد؛ كه هيچ موجودي جهت بيهودگي قدم به حيات نگذاشته است، هيچكدام از ما بيهوده و پوچ نيستيم، حتي اگر خود به پوچي خود فكر كنيم. هيچكدام از ما موجودي نيستيم؛ كه هيچ ارزشي نداشته باشيم، همانطوري كه قبلا به خود ميگفتيم؛ كه ما هيچ كسي نيستيم، ديگر به درد هيچ كاري نميخوريم، من ديگر پير شدهام؛ یا هیچ کاری بلد نیستم و در وادی سوم میفرماید: باید دانست كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش فكر نميكند. ما باید بدانیم؛ که اگر در زندگی مسائل و مشکلاتی داریم؛ مسئولیت همه آنها به دوش خودمان است و اگر فکر میکنیم که کسی برای حل مشکل ما میآید؛ سخت در اشتباه هستیم؛ ما برای حل مشکلات میتوانیم؛ از همفکری دیگران و خانواده استفاده کنیم؛ ولی در نهایت باید تصمیم نهایی را خودمان بگیریم و باید بدانیم هیچ کاسههای داغ تر از آش نیست؛ یعنی اگر ما فکر میکنیم؛ کس دیگری بیشتر از خودمان به فکرما است؛ سخت در اشتباه هستیم و میفرماید: شما هم با نگاه كردن به طبيعت به ابعاد گستردهاي برسيد و چون اصوات موسيقي در جهان خود بدرخشيد. يعني شما هم به طبيعت نگاه كنيد و از طبيعت درس بگيريد، تمام بزرگان از طبيعت درس ميگيرند، تمام مسائل از طبيعت الگو برداري ميشود و انسان باید خودش به خودش کمک کند؛ در همه مسائل و منتظر دیگران نشود. همسفر خدیجه: در وادی سوم آقای مهندس میفرماید؛ در زندگی بیشترین با مسئولیت بر عهدهی خودمان است و با تفکر و کوشش مشکلات خودمان را حل کنیم و زندگی خود را اداره کنیم. ما به این حیات آمدهایم؛ تا راه حل مشکلات را پیدا کنیم و از دیدگاه کنکره پذیرفتیم؛ که مشکلاتی داریم و برای حل آنها باید درپی راه حل باشیم؛ ولی دراین میان شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار ما میشود و باعث میشود؛ که ما از زمین و زمان شاکی میشویم و از مسئله اصلی دور میشویم. پس دراین مسیر ماباید از هیچ کس انتظاری نداشته باشیم و سربلند و استوار روی پای خودمان بایستیم؛ مثل درختان و در نهایت کلید حل مشکلات خود را پیدا کنیم؛ كليد اصطلاحي است ؛ براي باز كردن و گشودن هر مشكل؛ يعني خودتان با تفكر، راه خودتان را پيدا كنيد . همسفر آرزو: وادي سوم مرحله اي ديگر از وجود ما را نشان ميدهد و ميگويد: بايد دانست كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش فكر نميكند. در اين وادي جمله با بايد شروع ميشود؛ يعني بايد و بايستي اين را بدانيم. نميگويد؛ شايد و يا ممكن است، بلكه ميگويد؛ بايد دانست، يعني اين يك قانون است؛ كه قطعا بايد آنرا بدانيم؛ كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش فكر نميكند .بعضي انسانها چنين تفكر و انديشه ميكنند؛ كه بايد ديگران به آنها كمك كنند؛ تا آنها بتوانند؛ مسائل و مشكلات خود را حل كنند و نيازمند به ديگران هستند و اصلا به خودشان هيچ اعتقادي ندارند؛ مثلا ميگويد؛ من كه بلد نيستم؛ غذا درست كنم؛ من كه بلد نيستم اتو كنم. شما هم با نگاه كردن به طبيعت به ابعاد گسترده اي برسيد و چون اصوات موسيقي در جهان خود بدرخشيد و خود كليد مسير اصلي راه خود را بيابيد بایستی بدانیم؛ که برای حل هر مشکل بیشترین بار بر دوش خود ما میباشد و خود ما بایستی بیشترین تفکر و کوشش را برای حل آن بنماییم. پس باز تاکید میشود؛ که برای حل هر مشکل بیشترین بار، بر دوش خود ماست میگوییم؛ بیشترین بار و نه همهاش و این را باید بپذیریم و بدانیم و تا وقتی ندانیم؛ در عذاب و شکنجه و بلایا هستیم. همسفر زهرا: مسئولیت اینکار برعهده هیچکس نخواهد بود؛ مگر شخص شخیص خودمان. البته ما هرگز نمیتوانیم؛ منکر کمک و همدردی و یاری سایر انسانها و یا اعضای خانواده باشیم؛ ولی بایستی به این نکته توجه کامل داشته باشیم؛ که نقش اول مسئولیت ها و یا حل مشکلات به عهده ماست، زیرا ما به این حیات آمدهایم تا حل مشکلات را بیاموزیم. بنابر این بایستی با تفکرو سعی و تلاش و امیدواری برای پیدا کردن کلید مسایل غیر قابل حل کوشش نماییم؛ تا کلید را بیابیم. همسفر خاور: تیتروادي سوم ميگويد؛ كه بايد دانست؛ كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش فكر نميكند. اصولا تمام انسانها در تفكر خويش دچار مشكل هستند؛ داراي تفكر بيمار هستند؛ يا آن تفكر واقعي را در اصل متوجه نشدهاند و ما ميخواهيم؛ در چهارده وادي آنها را پله پله معرفي كنيم و وقتي كه اين چهارده وادي را مطالعه و بررسي كنيم؛ در آنصورت تمام خصوصيات و افكار ما دچار تغيير ميشوند. همسفر پروین: وادي اول ياد گرفتيم؛ كه با تفكر ساختارها آغاز ميشوند. چون خداوند به گونه اي ما را خلق كرده؛ كه ما بايد براي زندگي خود برنامه ريزي داشته باشيم. هر كس بخواهد؛ مسئوليت هايش، افكارش، انديشههايش، خرابكاريهايش و اشتباه هايش را به تقصير ديگران بيندازد و يا بخواهد ديگران مشكلاتش را حل كنند؛ هميشه كلاهش پس معركه است؛ هميشه درگير است و هميشه بدبخت است؛ هر چیز که در کنگره آموزش داده میشود؛ برایمان مفید است و بدردمان میخورد؛ چون نیاز داریم. کار ما کاری است؛ عملي و كاربردي ،چه آغازی؟ آغازی که ما را به سلامتی، صلح، آرامش و آسایش برساند. اگر بیمار هستیم، ميخواهيم مداوا شویم؛ اگر در جنگ و جدل هستيم؛ ميخواهيم؛ به صلح برسیم. اگر افسردگي و پريشاني داريم، ميخواهيم؛ به آرامش برسيم. برای حل هر مشکل بیشترین بار بر دوش خود ما میباشد و خود ما بایستی بیشترین تفکر و کوشش را برای حل آن بنماییم. در ادامه خانم آرزو ضمن تشکر از مشارکت همسفران، در مورد سی دی وادی سوم چنین فرمودند: در وادی اول من آموختم؛ با تفکر ساختار ها آغاز میگردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود. یعنی لازمه تشکیل هر ساختار تفکر است. زمانی که تفکر کردهایم متوجه میشویم؛ که در وجود ما ناخالصیها وجود دارد و اشکالات زیادی داریم؛ که باعث نا امیدی ما می شود و به ما میگوید: هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم حیات نمی نهد؛ هیچکدام از ما به هیچ نیستیم؛ حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم و ما را برای ادامه مسیر سوق میدهد؛ اما شاید برای حل مشکلات از دیگران انتظار داشته باشیم؛ که مشکلات ما را حل نمایند. که در اینجا وادی سوم به ما میگویید: باید دانست؛ هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند . در کنگره می آموزیم خود بایستی برای رهایی از مشکلات به خود کمک کنیم و هدف از قدم به حیات گذاشتن من نیز همین بوده که مشکلات را حل نماییم و از آنها آموزش بگیرم . مشکلات به دو دسته تقسیم میشوند؛ مشکلاتی که خود در آنها نقش نداشته ایم و مشکلاتی که خود آنها را بوجود آورده ایم؛ که هر کدام به نوعی برای ما آموزش در بر دارند. برای حل مشکلات ابتدا امر باید آن را بپذیریم؛ برای مثال زمانی که در کنار فرد مصرف کننده زندگی می کنیم . از او انتظار نداشته باشیم؛ که ما را درک کند؛ زیرا به گفته ی آقای مهندس فرد مصرف کننده در دمای زیر 60 درجه سانتی گراد است؛ که در این دما تمام اندام و حس ها بسته است. او حتی به خود نیز نمیتواند؛ فکر کند؛ پس ما چگونه انتظار داریم؛ که به فکر ما باشد؟ باید سعی کنیم؛ آرامش درونی و برونی خود را حفظ کنیم؛ تا در ادامه تغییرات در ما بوجود آیند و برای حل مشکلات خود به فکر باشم و در مسیرم با توجه به پارامتر زمان، صبر و استقامت. به خرج دهم و تا آخرین لحظه از سعی و کوشش دست بر ندارم و از طبیعت الگو بگیرم؛ زیرا درختان ایستاده میمیرند؛ باید آموزشهای خود را جامعه عمل بپوشانم و بدانم زمانی که در مسیر ارزشها حرکت میکنم؛ شیطان به زیبا ترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه من میشود و با الهامات و القائات منفی سعی در بازدارندگی من در ادامه مسیر دارد؛ اما باید با استقامت به مسیرم ادامه دهم و ایمان داشته باشم که حتی اگر ذره ای کار ارزشی انجام دهم نتیجه آن را خواهم دید . بنابر این در وادی سوم میآموزیم؛ مسئولیت زندگی و مشکلات را خود به عهده بگیریم و به گردن دیگران نیندازیم؛ سختی ها را با جان و دل بخریم. از نظر مشورتی افراد آگاه استفاده کنیم؛ اما تصمیم نهایی را خودمان بگیریم و علاوه بر انجام اعمال ضد ارزشی و حرکت در صراط مستقیم بها و هزینه کارهای که در گذشته انجامش داده ایم را بپردازیم و پایه های مالی زندگی خود را مستحکم نماییم و همواره مقداری را پس انداز کنیم. در پایان لژیون با دعای اعضای لژیون به پایان رسید. با تشکر از خانم مرضیه ی عزیز و خانم خدیجه ی عزیز که در درج مطالب یاری رساندند. موضوعات مرتبط: برداشت از CDها برچسبها: کنگره60, درمان اعتیاد, وادی سوم, لژیون هشتم [ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۹ ] [ 16:43 ] [ همسفر الهه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||