|
با همسفران وبلاگ لژیون همسفر آرزو --کنگره 60
| ||
|
(به نام قدرت مطلق الله) عملکرد لژیون مجازی هشتم به استادی خانم آرزو مورخه 99/11/30 در روز پنجشنبه ساعت 17:00 از نمایندگی کنگره 60 عمان سامانی آغاز به کار نمود. خانم آرزو فرمودند: خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در سی امین روز از بهمن ماه 99 در کنار هم هستیم و قراره از همدیگر آموزش بگیریم. (خداوند خود محبت است. خداوند خود عشق است. خداوند، خود حیات است و او است که هر آنچه خلق کرده، در اختیار مخلوق خود، یعنی انسان نهاده و خورشیدی را برای زیستن و پیدا کردن راهش بر بالای سر او نهاده، تا خود را به اعماق ظلمات نسپارد و به کار برد آنچه در درون دارند و نمی بینند و آنچه بیرون است که فقط اندکی را مشاهده می کنند و ارتباط خود را با هستی همیشه برقرار سازند، یک دل و یک زبان باشند تا به صلح و آرامش و رستگاری ابدی دست یابند و بدانند: دربهای بسته؛ روزی باز خواهد شد، مانند قلب هایی که آلیاژ اصلی آنها سیاه سنگ است.) در ادامه خانم آرزو از همسفران خواستند؛ در مورد دستور جلسه ( سی دی وظایف راهنما و رهجو) از آقای مهندس، مشارکت نمایند. (مشارکت همسفران) همسفرالهام:در این سی دی آقای مهندس ابتدا فرمودند: که با محبت وارد قلبها شویم؛ هیچکس با خشم و زور نمیتواند؛ وارد قلبها شود، انسانها همه دارای دو چهره هستند. یک چهره بسیار خشم آلود و طوفانی و طغیانی و یک چهره آرام و متین، پس من تصور میکنم؛ که انسان بد وجود ندارد؛ انسانی که منشاء و ریشه آن بدی باشد؛ خداوند خلق نکرده است. در کنگره میگوئیم؛ واژه مسافر برای فرد مصرف کننده یا معتادی که قصد درمان دارد است. قدیم فکر میکردند؛ کسی که مواد مصرف میکند؛ یا اعتیاد دارد؛ مسافر است؛ نه این طور نیست؛ فرق معتاد با مسافر این است؛ که معتاد مواد مصرف میکند؛ ولی مسافر میخواهد؛ مواد مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و سفر میکند؛ از ظلمت به سمت نور، همسفر مفهوم خودش را دارد یا مرزبان معنی خودش را دارد، مرز جغرافیائی شعبه و مرز قوانین و حرمت کنگره در اختیار مرزبان است یا دیدبان که باید کل موضوع را دیدبانی کند یا ببیند تشخیص بدهد. ما در کنگره یک راهنما داریم و یک رهجو، راهنما کسی است؛ که راه را نمایان میکند و نشان میدهد. شما میخواهید بروید به کوه اورست یکی از اهالی کوه اورست که ممکن است سواد هم نداشته باشد؛ راه را به شما نشان میدهد. بزرگترین اساتید دانشگاه واشنگتن و دکترای جغرافیا وقتی به کوه اورست میروند؛ باید هر چه راهنما میگوید؛ باید بگوید چشم و از دستورات او تبعیت کنند، چون او به راه آشنا است و اگر حرف او را گوش نکنند؛ ممکن است؛ منجر به مرگ آنها شود. پس راهنما کسی است؛ که راه را نمایان میکند و نشان میدهد؛ پس راهنما در کنگره پزشک نیست؛ درمانگر نیست و مشاور نیست. رهجو چه کسی است؟ کسی که جوینده راه است. همسفر آرزو: قانون برای همه صادق است؛ چه راهنما و چه رهجو کاری که با محبت میتوانید؛ انجام بدهید؛ با خشم و عصبانیت نمیتوانید؛ انجام بدهید. ولی باید راهش را یاد بگیرید؛ وقتی میگویم؛ محبت کنید؛ همیشه نمیتوان؛ محبت کرد، وقتی یک شیر درنده حمله کرد؛ نمیتوان محبت کرد؛ در جایگاه خودش، انسانها همه خوب هستند؛ ما برخوردمان چگونه است؟ ما میتوانیم با برخوردمان دیگران را تحریک نمائیم. ما میتوانیم؛ انسانها را پرکنیم. بنابراین انسانی که با شما برخورد دارد؛ شاید از جائی پر شده باشد، ممکن است؛ تحریکش کرده باشند؛ ممکن است؛ از نادانی او استفاده کرده باشند، اینکه همیشه به شما میگویم؛ که به عمق حرفها توجه کنید و به درون انسانها بروید؛ به صحبتها گوش نکنید؛ به درون آنها توجه کنید؛ بنابراین ما پرونده ای را قبول کردیم؛ که هر کس آنرا قبلا" قبول کرده زمین گذاشته است، یعنی درمان قطعی و به تعادل رسیدن یک فرد معتاد. رهجو در کار کسی نباید تجسس کند، دروغ نباید بگوید، بیرون از کنگره نباید ارتباط برقرار کند. رهجو وقتی به حرمت کنگره اعتقاد دارد؛ نباید با سفر اولی ارتباط برقرار کند و دوست شود؛ به قوانین کنگره باید اعتقاد داشته باشد؛ درمان اعتیاد کار بسیار بسیار سخت و پیچیده ای است. همسفرکبری: کسی که مصرف کننده باشد وبا اختیار خودش وارد کنگره شود و خواهان رهایی باشد؛ مسافر گفته میشود و کسی که همراه او باشد؛ همسفر اطلاق میگردد و به هر دوی آنها رهجو گفته میشود؛ وظایفی را هم برعهده دارد؛ که حتماً هفته ای یک سی دی گوش کند؛ چون باید تغییر کنند؛ یعنی آن معتاد که وارد کنگره میشود؛ بمیرد! و از آن یک مسافر در میآید. هیچ انسانی بد نیست؛ بلکه آموزشهای انسان، برداشتهای انسان است؛ که انسان را بد کرده است. باید آموزشهای درست را بدهیم؛ به نظرمن چندین قرن آموزشهای درست داده نشده؛ اگر بخواهیم امنیت برقرار باشد؛ باید آموزش داده شود؛ وقتی حرمت کنگره خوانده میشود؛ باید به آن اعتقاد داشته باشید؛ وقتی میگوئیم؛ نباید علیه کسی سرزنش کنید نباید کسی را مورد سرزنش قرار داد. رهجو در کار کسی نباید تجسس کند، دروغ نباید بگوید، بیرون از کنگره نباید ارتباط برقرار کند. رهجو وقتی به حرمت کنگره اعتقاد دارد؛ نباید با سفر اولی ارتباط برقرار کند و دوست شود، به قوانین کنگره باید اعتقاد داشته باشد. همسفر مرضیه: یکی دیگر از وظایف رهجو این است؛ که درکنگره خدمت کند. خدمت چیزی است؛ که حال مسافر را خوب میکند؛ کنگره هیچ مستخدمی ندارد؛ ما در هیچ شعبه ای کسی بنام سرایدار، مستخدم، آبدارچی و.... نداریم؛ درکنگره همهی وظایف بر عهده خودمون است و جالب این است، کسی که می خواهد؛ خدمت کند؛ باید زود بیاید و چقدر حال رهجو خوب می شود؛ وقتی خم میشود؛ یک ته سیگار را بر میدارد؛ یعنی با خدمت کردن حالش خوب میشود؛ در کنگره هر کسی بیشتر خدمت کند؛ مردم بیشتر دوستش دارند، اگر این کارها را انجام بدهد؛ به سرعت به درمان میرسد؛ رهجو به قوانین کنگره باید اعتقاد داشته باشد . همسفر زهرا: انسانها همه خوب هستند؛ بد نیستند؛ این ما هستیم؛ که با برخوردمان میتوانیم؛ آنها را تحریک کنیم یا پُر کنیم. یک انسان میآید و با شما برخوردی دارد؛ ممکن است؛ از جایی پر شده باشد یا تحریکش کرده باشند ممکن است؛ از نادانی اش استفاده کرده باشند.به همین خاطر همیشه به شما میگویم؛ به عمق انسانها و عمق حرف هایشان و درون انسانها توجه کنید؛ به صحبت های آنها گوش نکنید. ببینید درونشان چگونه است. بنابر این ما الان داریم؛ یک پروندهای را قبول میکنیم؛ که قبلا" هر کس قبول کرده است؛ زمین گذاشته. یعنی درمان قطعی و به تعادل رسیدن یک فرد معتاد. وقتی میگوییم؛ وظایف رهجو. اولین وظیفه روی اسم خودش است؛ که بخواهد راه را پیدا کند. راه چی؟ راه درمان اعتیاد راه درمان سلامتی و راه خروج از تاریکی خروج از ترس حقارت نفرت. این راه را میخواهد پیدا کند. آنوقت وارد کنگره میشود و میشود رهجو. همسفرفاطمه: انسان ها دارای دو چهره هستند. خشم آلود، آرام و متین شرایط انسان ها را تغییر می دهد. واژه مسافر برای کسی است؛ که قصد مصرف کردن ندارد. راهنما کسی است؛ که راه را نمایان میکند. رهجو، کسی است؛ که جوینده راه است. راه خروج از حقارت، نفرت، اعتیاد. تازه وارد در سه جلسه اول، مهمان است. بعد از سه جلسه راهنما انتخاب میکند و رهجو می شود. رهجو باید راهنما را بر مبنای احساسش انتخاب کند. رهجو باید با هدف بوده و به درمان و کنگره اعتقاد داشته باشد و در این راه الگو ها را نیز می بیند. باید از میان NGO های مختلف، یکی را انتخاب کند. رهجو باید به راهنما اعتقاد داشته باشد و این اعتماد را راهنما به وجود می آورد. هنگامی که سفر همسفرمهری: معتاد: شخصی که دائما درحال مصرف مواد است. مسافر: شخصی که مواد مصرف نمیکند و به درمان خویش می پردازد. راهنما: شخصی که راه را نشان میدهد. رهجو: شخصی که راه را می یابد؛ (جوینده راه). کنگره 60،شخصی را می پذیرد؛ که اولین وظیفه اش که جوینده راه است؛ را داشته باشد. رهجو در کنگره باید بداند راهنما پزشک نیست و رهجو هم بیمار نیست؛ تا اینکه بگوییم؛ راهنما او را درمان میکند و نیازی به حرکت خود شخص رهجو نیست. رهجو باید دنبال راه باشد؛ راهنما تا یه جایی کمک می کند و راه را نشان می دهد؛ ولی خود رهجو است؛ که باید حرکت کند و راه خروج از تاریکیها و نفرت و راه غیر مستقیم را پیدا کند و بدنبال آن برود. همسفر پریسا: رهجو به کنگره و به راهنمای خود اعتقاد داشته باشد؛ به نفع خود اوست. رهجو باید هدف رسیدن به درمان و تعادل را داشته باشد. شخص در سفر اول اجازه ورود به لژیون مالی را ندارد. هدف در سفر اول فقط درمان است. باید به رهجو یاد داده شود؛ که یک ربع قبل از شروع جلسه در لژیون حضور داشته باشد. رهجو نباید در گروه دیگری عضو باشد. باید به راهنما و قوانین کنگره احترام بگذارد و تکالیف خود را انجام دهد. اما رهجو باید هدف داشته باشد ، هدف درمان و رهایی و باید به کنگره و درمان و راهنما اعتماد داشته باشد که این به هدف او بسیار کمک میکند. همسفر خدیجه: کنگره هدف نیست و جهان بینی های کنگره ابزاری است؛ برای رسیدن به هدف که درمان و رهایی یک انسان از دام اعتیاد است و راهنما هر چه گفت؛ رهجو باید اطاعت کند و رهجو به راهنما پیشنهاد ندهد و راهنما باید هفتگی از حال و احوال رهجوها با خبر باشد و از انها سئوال کند : که خوابت خوب است و ..... و رهجو هم باید به راهنما و روش درمان و کنگره اعتقاد داشته باشد؛ این به نفع خودش است. از وظایف راهنما است؛ که به رهجو احترام به مرزبان و دیگران را بیاموزد و اگر مرزبان قوی باشد؛ لژیون در ارامش خواهد بود و اگر احترام متقابل باشد؛ انها هم یاد میگیرند و باید اعتقاد داشته باشید؛ که تنها در کنگره درمان اتفاق می افتد . در ادامه خانم آرزو ضمن تشکر از مشارکت همسفران چنین فرمودند: آقای مهندس در این سی دی میفرماید: که با محبت از قلب میتوان عبور کرد. همیشه هم در واقع نمیشود محبت کرد و باید شرایط در نظر گرفته شود. خیلی واژه ها مثل همسفر و مسافر در کنگره معنا پیدا کرد. مسافر کسی است؛ که خواستار درمان اعتیاد می باشد و با ورود به کنگره سفر خود را آغاز می کند. همسفر نیز با مسافر وارد کنگره می شود و شروع به سفر می کند. از زمانی که وارد کنگره می شود؛ رهجو نام میگیرد و جوینده راه است. رهجو یکسری وظایف بر عهده دارد؛ که باید انجام دهد. برای مسافر شروع درمان اعتیاد می باشد؛ و برای همسفر کار کردن روی خود و مقابله با ترس، منیت، حقارت ، نفرت و ناامیدی می باشد. وقتی کسی وارد کنگره میشود؛ گفته میشود؛ که رهنمایش را انتخاب کند و این کار با حس باشد. رهجو باید هدف داشته باشد. رهجو باید به کنگره و روش درمان و رهنمایش ایمان داشته باشد و قبول کند که رهنمایش خیلی خوب میداند. باید هر چه دارد پشت در بگذارد و وارد شود؛ کنگره مثل حمام عمومی است؛ که باید خالی خالی وارد بشوی. ادب و انضباط و وظیفه شناسی جز وظایف ر هجو می باشد و نظم ما نشانه حال خوب ماست. به داوری کنگره باید اعتقاد داشت. هفته ایی یک سی دی باید نوشته شود و به مرحله عمل در آورد. به حرمت ها باید احترام گذاشته و رعایت کند. باید به مرزبانها و جایگاه ها احترام گذاشته شود. حتما خدمت گذار کنگره باشیم و به موقع برای گرفتن خدمت حاضر شویم. خدمت ممکن است؛ در هر جای گاهی باشد و به رشد من کمک میکند؛ باعث دیده شدن من میشود. خدمت باعث دیده شدن می شود. رهجو باید به کنگره و آموزش های کنگره اعتقاد داشته باشد و فرمانبردار باشد . (سپاس فراوان از همکاری خانم مرضیه و خانم کبری عزیز)
[ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۹ ] [ 22:52 ] [ همسفر الهه ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||