|
با همسفران وبلاگ لژیون همسفر آرزو --کنگره 60
| ||
|
به نام قدرت مطلق الله سومین جلسه از دوره اول، سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی گوجان با استادی کمکراهنما مسافرمحمدجواد، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر شکرالله با دستور جلسه «نظم، انضباط و احترام در کنگره۶۰ و »
و سومین سال رهایی مسافر گشتاسب
در روز چهارشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد. خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز خداوند توفیق داد که در جمع عزیزان در نمایندگی گوجان باشم و بتوانم آموزش بگیرم. تبریک میگویم به آقای احمد و آقای سجاد که هفته قبل موفق شدند شال کمکراهنمایی را از دست آقای مهندس بگیرند. به آقا احمد تشکیل لژیونشان را تبریک میگویم، امیدوارم که در ادامه موفق و پیروز باشند. قبل از اینکه به دستور جلسه بپردازم بر خودم واجب میدانم که به عزیزان عرض کنم که یک روزی هم ما، در شهرکرد وقتی که اوایل کار شهرکرد بود، در جلسات مینشستیم خیلی از حالا خلوتتر و جمعیت کمتری بود. ولی من امروز که دارم فکر میکنم، میبینم بیدلیل نیست که؛ یک شخص مسافر یا همسفر میآید و روی این صندلی مینشیند و خیلیها هستند که مصرفکننده هستند، خیلیها ممکن است حالشان خرابتر باشد و به ظاهر نیاز مبرمتری به این صندلی داشته باشند، ولی من میآیم روی این صندلی مینشینم. این حتما فلسفهای پشتش هست فقط نباید به خودم فکر کنم، به این فکر کنم که خداوند راه را باز کرده که من بیایم روی این صندلی بنشینم و در ادامه به رهایی ۶ دانگ برسم و استاد بشوم برای خودم و خانوادهام و در ادامه دستگیر سایر انسانها باشم. ما خیلی در زمینه استاد در مضیقه هستیم از جهت کنگره۶۰ و این ساختمان آباد و یک جایی که دانشگاه انسان سازی است میطلبد که عزیزان، هر کدام به این فکر کنند که باید سهمی داشته باشند تا یک استادی بشوند. وقتی که استاد داشته باشیم و پرورش استاد انجام شود در ادامه برای اضافه شدن شعاع کنگره۶۰ راه بازتر میشود. انشاءالله بتوانیم شاهد حامیهای بیشتری در استانمان باشیم و خانوادههای بیشتری به زندگی برگردند، به امید آن روز. همانطور که میدانید دو تا دستور جلسه داریم؛ دستور جلسه اول نظم، انضباط و احترام است که در هفتهای که گذشت حتما راجع به آن به خوبی صحبت شده است، من هم چند جملهای راجع به آن میگویم و دستور جلسه بعدی که تولد ۳ سالگی آقا گشتاسب است. وقتی به زندگی خودمان، به خودم و همسفرم که نگاه میکنم میبینم در اثر استفاده از مواد مخدر و همسفرم به خاطر آن موج که از افکار منفی و آن استرس و اضطرابها که به او وارد شده بود، کلا آشفتگی در زندگیمان آمده بود و شیرازه زندگیمان از هم پاشیده شده بود و دیگر خبری از نظم وانضباط نبود. برای اینکه ما بتوانیم برگردیم در مسیری که بتوانیم این آشفتگی را رفع کنیم، محکوم به این هستیم که یک سوی قضایا را تغییر بدهیم، تغییر ۱۸۰ درجهای انجام بدهیم. مهمترین آن همینطور که آقای مهندس فرمودند: پایه و اساس کار ما این است که نظم را در زندگیمان بیاوریم. یعنی از اول پیدایش کنگره۶۰ به همین شکل انجام شد. آقای مهندس آمدند روزه بگیرند به واسطه روزه گرفتن یک نظمی به برنامه مصرفیشان دادند. تعداد دفعات مصرفشان و همین نظم کمکم اضافه شد به جهات دیگر زندگی و نهایتا به ابداع روش DST انجامید و آقای مهندس درمان شدند و ما هم به تبع این قضیه باید حتما نظم و انضباط را سرلوحه کارمان قرار بدهیم. در سیدی وظایف رهجو که جزئی از سیدیهای کلیدی هست، آقای مهندس میفرمایند: ادب و نظم دو مولفه است که باید هم مسافر و هم همسفر در زندگی اینها را پیاده کند تا بتواند موفق بشود. وقتی که ما ادب و نظم را سرلوحه کارمان قرار بدهیم یک سری محصولات دارد. این حداقل نظم و انضباط که حالا مدنظر دستور جلسه ما هست که اولش، همان چیزی که در دستور جلسه آمده؛ احترام، مدیریت زمان، رسیدن به اهداف و خواسته به بهترین وضع و خیلی دستاوردهای دیگر. باید شخص خودش در مسیر قرار بگیرد تا خودش بتواند آن قضیه را لمس کند. سر موقع خوابیدن، سرموقع بیدار شدن، به موقع کلینیک رفتن، سرموقع دارو را به مقدار مناسب استفاده کردن، همه شکایت از نظم و انضباط دارد. و شخصی که در این مسیر حرکت میکند خودبهخود قابل احترام میشود؛ یعنی نمیشود به او احترام نگذاریم، یعنی طوری است که به قول آقای مهندس «دیگران را به احترام وادار میکند که به شخص احترام بگذارند.» حالا همسفر هم به یک نحو دیگر و برای اینکه این مثلث انجام بشود، یعنی نظم و انضباط و احترام در زندگی بیاید، سه تا نکته را آقای مهندس فرمودند: ما در هر جایی که هستیم، اگر اصول و قوانین آن مکان را به جا بیاوریم و رعایت کنیم، در کار همدیگر دخالت نکنیم و دیپلماسی داشته باشیم که باعث میشود که آن نظم و انضباط و احترام هم به دست بیاید و بتوانیم از آن استفاده بهینه را ببریم.
دستور جلسه دوم که سومین سال تولد رهایی آقای گشتاسب و همسفر محترمشان است. به آقای گشتاسب و همسفر محترمشان و خانواده محترم آقای گشتاسب تبریک میگویم. یک چیزی که برای من مستاجل شده که این چند سالی که در کنگره هستم؛ دستور جلسات هفتگی که خیلی سنخیت دارند با تولد آن شخص که تولدش هست. یادم نمیرود روز اول با آقای گشتاسب یک مکالمه کوتاهی داشتیم. من طبق معمول، هر کس میخواست در لژیون بیاید، باهاش اتمام حجت میکردم که باید سیدی بنویسد. آن موقع شاید به من میگفتند سختگیر هستی، ولی الان به لطف آقای مهندس، تمام راهنماها باید سختگیر باشند. من به او گفتم که آقای گشتاسب، من سختگیرم و باید سیدی بنویسی، یعنی اگر شما بخواهی سیدی ننویسی بقیه هم به تو نگاه میکنند و اصلا شیرازه کار اینجور از هم میپاشد. یک جمله خیلی قشنگ که گفت و هنوز تو گوشم هست، گفت اتفاقا من یک ساعته دارم تو این لژیونها میگردم ببینم چه کسی از همه سختگیرتر هست و شنیدم شما خیلی سختگیر هستید. به خاطر سختگیری پیش شما امدم. من خیلی خوشحال شدم این حرف را از دهان اولین کسی که سختگیری من را تایید کرد، آقای گشتاسب بود و من هم خیلی خوشحال شدم. گفتم امیدوارم همینطور باشد. آقای گشتاسب از فارسان به شهرکرد میآمد. فقط یادم هست که یک جلسه نیامد وآن یک جلسه هم زنگ زد و اجازه گرفت که یک برف سنگینی آمده بود و گردنه بسته شده بود که من خودم به او گفتم که نیاید وگرنه هیچ، سفر اولش را حالا تا یک مدتی از سفر دومش را بدون وقفه و بدون غیبت، همیشه حداقل نیم ساعت قبل از شروع جلسه در جلسات بود، همه سیدیهایش را مینوشت حتی مکتوبها را مینوشت. فکر میکنم کتاب ۶۰ درجه بود و کتاب عشق را هم نوشته باشد. به واسطه آن نظم و انضباطی که داشت بچههای لژیون احترام خاصی برایش قائل بودند، خیلی دوستش داشتند و از مشارکتهایش استفاده میکردند. همین حرکت درست و نظم و انضباط باعث شد که به موقع به رهایی برسد، به یک رهایی ۶دانگ برسد.
خدا را شکر هیچ مشکلی با مواد مخدر نداشت در صورتی که روز اول که وارد لژیون شد، حالا علیرغم اینکه به سر و وضعش خیلی رسیده بود و کت و شلوار پوشیده بود، ولی داغون بود. واقعا صورتش داغون بود، معلوم بود که خیلی تخریب مواد را دارد؛ چون مصرفش خوراکی بود و تخریب چند برابری برای خودش درست کرده بود، خدا را شکر توانست به نتیجه برسد. فکر میکنم همسفرشان در سفر اول همراهش نبودند، ولی روز رهایی به کنگره همراهش بودند. البته اگر من اشتباه نکنم که بعد از اینکه وارد کنگره شدند اینجا دیگر گوی سبقت را از آقای گشتاسب ربودند و حرکت خیلی خوبی را داشتند و خدمتگزار خوبی بودند و توانستند کمکراهنمایی تازه واردین بشوند. خود آقای گشتاسب هم خیلی دوست داشت که خدمتگزار باشد و هر جا میتوانست خدمت میکرد. پارسال در لژیون سردار شرکت کرد الان هم که در لژیون و نمایندگی گوجان دارند خدمت میکنند. این رهایی را در اصل به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشانتبریک میگویم. به راهنمای عزیزم آقا کامران، به راهنمای همسفرم سر کار خانم مرجان که خیلی حق گردن ما دارد تبریک میگویم. من نشد روز همسفر از ایشان تقدیر کنم، ولی هر جا که هستند دعاگویشان هستم که با آموزشهایشان باعث شد زندگی ما خیلی بهتر از روزهای اول، منسجم بشود و ما هر جا که هستیم دعاگوی خودشان و آقای کامران هستیم. به کلیه عزیزان خدمتگزار در نمایندگی گوجان تبریک میگویم. این رهایی را قسمت مسافران، همسفران، آقا آرش و راهنماهای محترم آقا احمد، مرزبانان عزیز و تمام کسانی که از روز اول که گوجان شروع به کار کرد به اینجا آمدند و تا هر جا که توانستند کمک کردند. خیلی از عزیزان خدمت مالی داشتند. در کل به قسمت مسافران و همسفران تبریک میگویم و امیدوارم این تولدها مستدام باشد و به زودی شاهد رهاییهایی باشیم و کمکم تولدها و همینطور اضافه شدن شعبه استانمان و به رهایی رسیدن انسانها باشیم.
اعلام سفر مسافر گشتاسب: سلام دوستان گشتاسب هستم مسافر. با تخریب چندین سال با کنگره آشنا شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره، تریاک، قرص. مدت یازده ماه به روشDST با داروی OT به کمکراهنمایی استادم آقای محمدجواد در نمایندگی عمان سامانی شهرکرد سفر کردم. الان هم به دستان پرتوان آقای مهندس و به یاری آقای محمدجواد سه سال و هشت ماه است که از قعر تاریکیها آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره فوتبال.
صحبت های مسافر گشتاسب: سلام دوستان گشتاسب هستم مسافر. تشکر میکنم از آقای مهندس دژاکام. خیلی از آقای کامران ممنون هستم؛ چون میتوانستند بعد از درمانشان به دنبال کارشان بروند و میدانستند که مصرف مواد مخدر چه بلایی بر سر مردم می آورد، ولی مردانه به همراه خانم مرجان ایستادند و کنگره را به شهرکرد آوردند که بعد هم یک شعبه به گوجان آمد تا ما بتوانیم استفاده کنیم. من خیال میکنم این صندلیهایی که اینجا هست به راحتی از یک انبار آورده شده است، هیچ کس در این زمانه یک ریال به کسی کمک نمیکند. کنگره ۶۰ یک نیروی مردم نهاد است، ما خودمان باید به کنگره کمک کنیم، باید قدر کنگره را بدانیم. از کمکراهنمایان، مسافران و همسفرانی که از نمایندگی عمان سامانی شهرکرد تشریف آوردند، تشکر میکنم. قدمشان به چشم، من را سرفراز کردند. من نمیدانم این چه نیرویی است که باعث میشود راهنمایی که رهجویش سه سال است که رها شده است از دور نظارتش میکند و دنبال او میآید. همانطوری که آقای محمد جواد به دنبال من آمدند و خانم آرزو دنبال رهجویش آمده است. این نیرو همان عشق و محبت است که کنگره به ما نشان داده است. راه زندگی کردن را کنگره به من نشان داده است. از آقای محمدجواد و خانم آرزو تشکر میکنم که خیلی زحمت کشیدند. از آقا آرش تشکر میکنم که زحمت کشیدند لژیون گوجان را تشکیل دادند و از مرزبانان عزیز که اینجا زحمت میکشند تشکر میکنم. انشاءالله در شادیهایتان، در تولدها و حال خوشتان جبران خواهم کرد. ما همه میدانیم در اثر مصرف زیاد و بیرویه به جسم، جان، خانواده، فامیل، جامعه و جهان هستی ضربه زدهایم و به همه خیانت کردیم، حتی به مواد مخدر هم خیانت کردهایم. من خودم خیلی خیانت کردم؛ چون مواد مخدری که استفاده کردم شاید در بیمارستانها برای شخص بیمار استفاده میشد و جانش را نجات میداد. آدم مصرف کننده، قانون گریز است و همیشه میخواهد از حقیقت فرار کند، مثل خود من حقیقت را قبول ندارد. من بیرون مصرف میکردم و وقتی به خانه بر میگشتم همسفرم از من سوال میکرد که آیا مصرف کردهای؟ و من به او دروغ میگفتم. به علت اینکه مواد مخدر مصرف میکردم. خمر یک پرده و پوششی روی افکار و اندیشه انسان میکشد و نمیگذارد به خانواده و حتی به خودت فکر کنی. مصرف کننده وقتی به خودش رحم نمیکند آیا به زن و بچهاش فکر میکند؟ خدا را شکر میکنم که به کنگره آمدم و الان این حال خوش را دارم. کنگره۶۰ آخرین ایستگاه است.
صحبت های کمکراهنما همسفر آرزو: سلام دوستان آرزو هستم همسفر. خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه داد، امروز در تولد خدمتگزاران کنگره حضور داشته باشم. به آقای مهندس دژاکام و خانوادهی محترمشان تبریک میگویم. خدمت دیدهبان عزیز آقای کامران، خدمت ایجنت محترم آقای آرش و خانم مرجان عزیز، خدمت کمک راهنمایان عزیز لژیون گوجان و تکتک اعضایی که در لژیون گوجان حضور دارند تبریک میگویم. به آقای محمدجواد، آقای گشتاسب، خانم شهناز و فرزندان عزیزشان تبریک میگویم. انشاءالله که همیشه موفق و سربلند باشند. خانم شهناز بعد از رهایی مسافرشان وارد کنگره شدند و در روز رهایی مسافرشان وارد شعبه عمان سامانی شدند و بعد از چند جلسه وارد لژیون هشتم شدند. ایشان از همان ابتدا ورود به لژیون بسیار منظم بودند. با اینکه از فارسان تا شهرکرد فاصله زمانی وجود داشت، همیشه قبل از شروع جلسه در کنگره حاضر بودند. رمز موفقیت ایشان این بود که بسیار منظم بودند و اینکه برای خودشان خیلی احترام قائل بودند با اینکه مسافرشان رها شده بود خودشان فکر میکردند که اشکالات زیادی دارند و لازم است که برای برطرف کردن آن اشکالات، اولویت زندگیشان را شرکت در جلسات کنگره و شرکت در لژیون بدانند. مرتب و منظم شرکت میکردند، فرمانبردار فرمانهای کنگره و تسلیم اوامر کنگره بودند و چهل سیدی را نوشتند و خدمت آقای مهندس رفتیم و رهایی جهانبینی گرفتند. در جایگاههای مختلف مثل خدمت در وبلاگ لژیون و سایت نمایندگی را انجام دادند. عضو لژیون سردار شدند، در آزمونهایی که به صورت ماهیانه برگزار میشد، شرکت میکردند و خداراشکر نمرات خوبی میگرفتند. در آزمون پارسال موفق شدند که در قسمت کمکراهنمای تازه واردین پذیرفته شوند و این نوید را ایشان، من، آقای گشتاسب و آقای محمدجواد داریم؛ که اگر این عزیزان توانستند به درمان و رهایی برسند و اگر توانستند این جایگاه و تولد را لمس کنند، قطعا تکتک ما هم میتوانیم، تک تک شما هم میتوانید. لازم است که تصویر این لحظه را در ذهن خودتان بسازید و برای رسیدن به این لحظه تسلیم کنگره و تسلیم راهنما و اوامر کنگره باشید و مرتب و منظم تلاش کنید تا انشاءالله در این جایگاه قرار بگیرید. آرزو میکنم که تکتک مسافران و همسفران این لژیون بسیار قوی حرکت کنند که قطعا همینطور است و به درمان و رهایی و تولدهای بسیار زیبا برسند.
صحبتهای کمکراهنما تازهواردین همسفر شهناز : سلام دوستان شهناز هستم همسفر. خدا را شکر میکنم که امروز این جایگاه را لمس کردم و این روز را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم و از آنها تشکر میکنم. همچنین به آقای کامران و خانم مرجان تبریک میگویم و تشکر میکنم. از کمک راهنمای محترم مسافرم، آقای محمدجواد تشکر میکنم که خیلی زحمت کشیدند. همانطور که خودشان گفتند شاید در نگاه اول تندخو باشند و خیلی سخت گیر به نظر بیایند، ولی انسانی مهربان صبور و دلسوز هستند. همیشه اسمشان در خانه ما هست. از بچه کوچک تا بزرگ در خانه ما خیلی دوستشان دارند و همیشه دعاگوی خودشان و خانوادهشان هستیم. همچنین تشکر میکنم و تبریک میگویم خدمت کمک راهنمای عزیزم خانم آرزو که خیلی برای من زحمت کشیدند و خیلی آموزش از ایشان گرفتم. به ایجنت و مرزبانان همسفران و مسافران عمان سامانی خیر مقدم میگویم. خیلی زحمت کشیدید که در جشن ما شرکت کردید. انشاءالله که برایشان جبران کنیم. از آقای آرش و مرزبانان تشکر میکنم که اجازه دادند ما امروز تولد را برگزار کنیم. به آقای گشتاسب تبریک میگویم. انشاءالله که سال دیگر، شال کمکراهنمایی گردنشان باشد. آقای گشتاسب همانطور که آقای محمد جواد گفتند: در سفر اول خیلی منظم و دقیق، سر ساعت خیلی تمیز و مرتب لباس میپوشیدند و به شهرکرد میرفتند. بعضی اوقات بچهها میگفتند که بابا، با لباس سفید و اینقدر تمیز کجا میرود. سر ساعت دارویش را مصرف میکرد و سی دی مینوشت. در روز رهایی به او گفتند همسفرت هم باید بیاید. ماه رمضان بود و افطاری میدادند و به خاطر افطاری گفتم بروم که خیلی خوش میگذرد. در این جلسات من را مشاوره کردند و کم کم خیلی خوشم آمد. مسافرم در سفر دوم هم خوب بود، یک سال به کنگره نیامد، اما من همچنان ادامه میدادم، آموزش میگرفتم و خیلی حالم خوب میشد. همسفران شاید به خاطر مسافرانشان به کنگره میآیند ولی در اصل برای خودشان میآیند. مسافران هم باید آموزشهای کنگره را یاد بگیرند و سیدیها را خودشان بنویسند که هم خودشان به درمان، رهایی و آرامش برسند و هم اینکه همسفر و مسافر، همدیگر را درک کنند.
پیام مسِئول کشیک
پیام مسئول نشریات
معرفی کمکراهنمایان
سرودن اوای کنگره
ادامه جشن
تشکیل لژیونها
خدمتگراران
نویسندگان: همسفر سمیه لژیون کمکراهنما همسفر فروغ (لژیون یازدهم) همسفر عاطفه لژیون کمکراهنما همسفر سودابه (لژیون ششم) عکاس: همسفر عاطفه لژیون کمکراهنما همسفر سودابه (لژیون ششم) ارسال مطالب: همسفر پریناز لژیون کمکراهنما همسفر فروغ (لژیون یازدهم) نمایندگی عمان سامانی شهرکرد/ همسفران
موضوعات مرتبط: جشن ها و مراسم ها برچسبها: کنگره۶۰, درمان اعتیاد, نمایندگی عمان سامانی, لژیون گوجان [ پنجشنبه هفتم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 11:55 ] [ آرزو.م ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||