به نام قدرت مطلق الله
خلاصه عملکرد لژیون هشتم همسفران شهرکرد در روز دوشنبه مورخه ۱۴۰۰/۱۱/۱۱ با دستور جلسه وادی نهم بخش دوم.

خلاصه صحبتهای همسفران:
همسفر مهری:
وادی نهم در مورد نقطه تحمل صحبت می کند. اگر ما کتابی را کامل خوانده باشیم و تمام نکات آن را بلد باشیم ولی نتوانیم آن را عملی کنیم برای ما سودی نخواهد داشت. همه انسانها دارای دو چهره هستیم: یکی چهره خوب و مهربان و دیگری چهره سگی، ما خودمان تعیین می کنیم که انسانها خوی خوب وبدشان را به ما نشان دهند. این در گرو رفتار و اعمال خودمان است .اگر ما در جمعی هستیم که احترام ما حفظ نمیشود خود مسبب این رفتار شده ایم. نقطه تحمل به ما می گوید هرکس ظرفیت و پذیرش مخصوص به خود را دارد وهرکسی نقطه آشوبی دارد. آشوب یعنی درهم و برهم به هم ریختگی، شلوغی، جنگ و خونریزی دراین لحظه هیچ چیزی مهم نیست. نه رابطه ها نه خواهر، برادر، پدر، مادر، همسر و نه حتی جان هم مهم نیست .در لحظه ای که فرد به آستانه آشوب قدم گذاشته؛ امکان دارد هر کاری انجام دهد. قتل ،غارت ، درگیری ،جنگ و خونریزی به راه می افتد. پس سعی کنیم دیگران را به نقطه آشوب نکشانیم. از حالتهای فردی که در آستانه آشوب قرار گرفته میتوانیم بگوییم: گوشها و چشم هایش سرخ میشود، ضربان قلبش تند تر میزند، بدنش شروع به لرزیدن میکند و در این لحظه تمام سدها و حرمتها(شاگردی ،استادی، بزرگتری و کوچکتری)شکسته میشود. چون ما از نقطه تحمل شخص عبور کرده ایم و اورا از حالت طبیعی خارج می سازیم. در خیلی از موارد، ما سخنی میگوییم که ممکن است طرف مقابل را برهم بریزیم وبه راحتی هم می گوییم که منظوری نداشتیم. این به هم ریختگی ممکن است باعث خودکشی طرف مقابل شود .پس ما باید در گفتار خودمان نیز دقت لازم را داشته باشیم .امکان دارد سخنی باعث سازندگی یا ویرانی دیگران شود. نقطه تحمل هم در جهت مثبت وهم در جهت منفی بالا میرود. اگر کسی ضد ارزشی انجام دهد به راحتی نقطه تحملش در این زمینه بالا میرود. همراه با لذت و خوشی است. بدون آموزش ، تجربه و تفکر صورت میپذیرد اما برای اصلاح آن باید تجربه ،آموزش و تفکر را در کنار هم داشته باشیم .
همسفر مرضیه:
وادی نهم وقتی نیرویی از کم شروع بشود به درجه بالا و بالاتری برسد نقطه تحمل پیدا میکند. انسان باید تا جایی که میتواند؛ نقطه تحملش را بالا ببرد. تا در مقابله با مشکلات وسختی های زندگی از خود مقاومت نشان دهد. انسان موجودی است؛ مختار و دارای قدرت تمرین و تکرار، انسان با این ویژگی میتواند نقطه تحملش را تغییر بدهد. حال چه در جهت مثبت وچه در جهت منفی .نقطه تحمل بستگی به پذیرش و ظرفیت هر فردی دارد. وقتی فشار روحی و روانی به فردی وارد میشود .شخص به آستانه آشوب میرسد. در این مواقع بروز هر گونه رفتار غیر اخلاقی از او امکان پذیر است. آشوب یعنی درهم و برهم و شلوغی، به هم ریختگی، جنگ، خونریزی و درگیری. در آستانه آشوب هیچ چیزی قابل کنترل نیست. برای انسانها هیچ چیزی مهم نیست. حتی از جان خودشان هم میگذرند، قتل و درگیری، چاقو کشی، جنگ و درگیری و... همه در آستانهی آشوب به وجود میآید. از نشانههای فردی که به آستانه آشوب میرسد گوشهایش سرخ میشود، رنگ چهرهاش تغییر میکند، ضربان قلبش بالا میرود، بدنش شروع به لرزیدن میکند و فیزیولوژی بدنش بههم میریزد. بنابراین همه هتک حرمتها، جداییها، قتل و جنایتها و انجام ضد ارزشها، در آستانهی آشوب انجام میگیرد . بایستی آن را بشناسیم .کاری نکنیم که دیگران در آستانه آشوب قرار بگیرند وسعی کنیم خودمان نیز در آستانه آشوب قرار نگیریم. نقطه تحمل انسانها، با هم متفاوت است. بیشتر اکتسابی و کسب کردنی میباشد. در اثر تمرین و تکرار و طول زمان میتوانیم آن را تغییر دهیم.
بالا رفتن نقطه تحمل در مسائل ضد ارزشی کاری است؛ آسان و هم لذت بخش ولی مشکلات و تخریبهای فراوانی را دارد. همچنین آموزش و تجربه و تفکر زیادی لازم ندارد. ولی در بالا بردن نقطه تحمل در مسائل مثبت ما شدیداً به آموزش تجربه تفکر نیاز داریم.
ما درصورتی میتوانیم ضد ارزشها را کاهش دهیم که دانایی ما بالا برود. برای مقابله با ضد ارزشها باید آگاهی و دانش ما بالا برود .وقتی میخواهیم کار ضد ارزشی را انجام ندهیم ولی دانایی و علم آن را نداشته باشیم باعث میشود به خودمان و دیگران آسیب بزنیم مثل کسی که قرصهای روان گردان میخورد و میخواهد قرصهای روانگردان را قطع کند .با قطع این قرصها یک شوک فیزیولوژی به خود وارد میکند. در مورد هستی فرمودند این جهان از چهار عنصر آب، باد،خاک و آتش درست شده است. برای شناخت هر چیزی باید ضدش را بشناسیم. این اضداد همیشه هم بد نیستند .برای ساخته شدن ما لازم و ضروری هستند.
همسفر پرتو:
اگر ما کاری را شروع میکنیم ودر مورد آن فکر میکنیم اطلاعات وآگاهیهای زیادی داریم ولی اگر نتوانیم از آنها استفاده کنیم به هیچ دردی نمیخورند. در مورد نقطه آشوب فرمودند: اگر مسئلهای بیش از تحمل و ظرفیت ، انسان را آزار بدهد انسان به نقطه آشوب میرسد. هر انسانی خودش باعث آشوب میشود. دیگران را تحریک میکند با کوچکترین حرفی که میزند .خودش تعیین میکند که چه اندازه به او احترام بگذارند. قتل و درگیری، چاقو کشی، جنگ و درگیری، جنایتها و ... همه در آستانهی آشوب به وجود میآید. انسانها دارای دو رو هستند. یکی خوی مهربانی وخوبیها ،دیگری خوی وحشی گری یا به قولی سگی است .وقتی که گفته میشود انسانی به سیم آخر زده یعنی، از نقطه تحمل رد شده وبه نقطه آشوب رسیده است. نقطه تحمل انسانها در بعضی موارد با هم متفاوت میباشد و در اکثر موارد کسب کردنی میباشد که در اثر استمرار و تکرار و طول زمان میتواند آن را تغییر دهد و میتواند در دو جهت مثبت و منفی گسترش داد.
همسفر الهه:
در وادی نهم ما یاد گرفتیم چطور نقطه تحمل مان را بالا ببریم .وارد آستانه آشوب کسی نشویم .تا جایی نقطه تحمل مان را بالا ببریم که اگر کسی حرفی زد یا کاری برعلیه ما انجام داد سریع به هم نریزیم .نقطه تحمل با تمرین و ممارست ودر طول زمان بالا میرود. ممکن است در جهت مثبت ویا در جهت منفی بالا برود. بعضی از افراد در راه ضد ارزشی نقطه تحمل شان را بالا میبرند. مثلا کسی که مواد مخدر مصرف میکند به مرور هم نقطه تحملش در برابر مواد وهم مقدار مصرفش با مرور زمان بالا میرود. بالا رفتن نقطه تحمل در مسائل ضد ارزشی کاری است آسان و لذت بخش ولی متعاقباً مشکلات و تخریبهای زیادی را دارد. همچنین به آموزش ،تجربه و تفکر زیادی احتیاج ندارد. ولی در بالا بردن نقطه تحمل در مسائل مثبت ما شدیداً به آموزش تجربه، تفکر و نیاز داریم .دو نکته ای که در بالا بردن نقطه تحمل حائز اهمیت است ؛یکی تکرار موضوع مورد نظر است. دیگری در نظر گرفتن زمان لازم است. کسی میخواهد دویدن را یاد بگیرد باید هر روز به طور منظم بدود. هر روز زمان دویدن را زیادتر کند تا در امر دویدن به نقطه تحمل بالادست پیدا کند. انسان برای شناخت هر چیزی باید از دو نیرو کمک بگیرد .هم نیروهای منفی وهم نیروهای الهی و مثبت چون نیروهای منفی هم به ساخته شدن ما کمک میکنند؛ وهم با شناخت این نیروها ما پی به شناخت نیروهای مثبت میبریم. چون جهان هستی هم از چهار عنصر(آب، خاک، آتش و باد) تشکیل شده ما هم برای شناخت این هستی باید اضداد را بشناسیم. مثل تاریکی و روشنایی یا قهر و مهر .ما برای این که آگاهی واطلاعاتمان را بالا ببریم .باید بر ضد هر چیزی غلبه کنیم برای رسیدن به شجاعت باید بر ترس مان غلبه کنیم.
همسفر مهوش:
آقای مهندس فرمودند: ما باید بتوانیم در برابر سختیها و ناملایمات، نقطه تحمل مان را ببریم. تا به تعادل برسیم. ممکن است کسی با ما برخورد بدی داشته باشد یا لیوانی بشکند ما دراین مواقع باید سعی کنیم عصبانی نشویم و از کوره در نرویم و تعادل خود را حفظ کنیم. به نوعی تمرین کنیم تا نقطه تحمل مان بالا برود. همه انسانها دارای دو چهره یا دورو هستند. روی خشم و خشونت و روی حیوانی که در وجود همه انسانها است. ولی پنهان و مهار است. این ما هستیم که انسانها را مجبور میکنیم که روی حیوانی خود را به ما نشان دهند یا روی آدمی ومهربانیشان را. ما باید رفتار و کردار مان به گونهای باشد که انسانها خوی وحشیگری خود را به ما نشان ندهند. یا اینکه ما با اعمال و کردار کاری میکنیم که انسانها روی ادب و نزاکت و مهربانی و آدمیت را به ما نشان بدهند. بنابراین ما تعیین میکنیم که دیگران به ما احترام بگذارند یا نه .هر انسانی در نقطه تحمل یک ظرفیتی دارد، وقتی نقطه تحمل پر شد به آستانه ی آشوب میرسد( آشوب یعنی درهم و برهم و شلوغ، بههمریختگی،جنگ ) در آستانهی آشوب هیچ چیزی قابل کنترل نیست و برای انسان هیچ چیزی مهم نیست حتی از جان خود هم میگذرد. دونکته مهم در بالا بردن نقطه تحمل وجود دارد۱_تکرار و تمرین ،۲_پارامتر زمان
همسفر صغری:
نقطه تحمل نيرويي است كه از كم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد. یعنی من بتوانم از مراحل پایین شروع کنم و در مشکلات وسختی های زندگی خودم را با شرایط وفق بدهم . این نقطه تحمل من را بالا میبرد. بتوانم استقامت از خود نشان بدهم. من به خاطر قدرت اختیار، تمرین و تکرار میتوانم این نقطه تحمل را بالا ببرم و تصمیم درست را بگیرم .آموزشها را عملی کنم وبه دیگران کاری نداشته باشم .من در زندگی اشتباهاتی را انجام میدهم؛ و همیشه انگشت اشاره به طرف دیگران دارم آنها را مقصر میدانیم .در صورتی که همه مسائل و مشکلات از خود من است .پس من با آموزشهایی که میگیرم وبه مرور زمان عملی کردن آنها بتوانم زندگی خودم را بازسازی کنم .تخریب های زندگی ام را بشناسم وبا کمک نیروهای الهی وارد عرصه عمل بشوم و بهترین مسیر را برای زندگی خودم انتخاب کنم.
همسفر نازنین:
آستانه آشوب يا در اصطلاح یعنی زدن به سيم آخر. همانطور كه در بخش اول وادی نهم مطرح شد هر انسانی داراي ظرفیت و نقطه تحملي است . زمانی كه ظرفیت تحمل فرد پر شود به آستانه آشوب مي رسد. آشوب يعني بهم ریختگی و هيچ چيزي در زماني كه فرد به آستانه آشوب برسد قابل كنترل نيست . نقطه تحمل در دو جهت مثبت و منفی گستره داده شد. در نقاط منفی و ضدارزشي نقطه تحمل كسب كردني و آموزشی نيست فرد خيلي راحت نقطه تحمل را بالا مي برد و برايش بسیار لذت بخش است. مثل فردي كه ۲ نخ سيگار مي كشد در عرض ۲سال به ۳۰نخ سيگار مي رسد .
همسفر کبری:
هر وقت من آموزشی میگیرم باید آن را به مرحله اجرایی برسانم. اگر حتی یکی ،دو مورد را هم به مرحله اجرایی برسانم ؛ تا حدی موفق عمل کرده ام در غیر این صورت آموزشها در جهت درست و مثبت به کار من نمیآید وبه هیچ درد من نمیخورد. مثل آن است که من چند کارتون کتاب و جزوه دارم ولی آموزشهایی که به مرحله عملی رسیده ومن آنها را کاربردی کردم برای من مفید بوده است. یکی از آموزشهایی که گرفتم بالا بردن نقطه تحمل وبه تعادل رساندن آستانه آشوب است .زمانی که سی دی را گوش میدادم به فکر روزهای قبل از ورودم به کنگره افتادم .این که چقدر نقطه تحمل مسافرم بالا بود ومن کاری میکردم که او وارد آستانه آشوب بشود. بالاخره هر انسانی ظرفیت و نقطه تحملی دارد. وقتی مسائل و درگیری ها بیش از توان و ظرفیت طرف مقابل شود او وارد آستانه آشوب میشود. جنگ و درگیری به پا میشود. در آستانهی آشوب هیچ چیزی قابل کنترل نیست و برای هر انسان هیچ چیزی مهم نیست. (رابطهها، بزرگتری و کوچکتری) حتی از جان خود هم میگذرد. قتل و درگیری، چاقو کشی، جنگ و درگیری، جنایتها و ... همه در آستانهی آشوب به وجود میآیند. در این مواقع ضربان قلب فرد بالا میرود. چهرهاش بر افروخته میشود. بدنش به لرزه میافتد واز هر لفظی برای صحبت استفاده میکند. ما باید روی خودمان تمرکز کنیم .تمرین و استمرار داشته باشیم .سعی وارد آستانه آشوب دیگران نشویم. و اجازه ندهیم یا کاری نکنیم که دیگران وارد آستانه آشوب ما بشوند .مارا به هر طریقی به هم بریزند. احترام هر کسی دست خودش است .یعنی من با رفتارم وکردارم تعیین میکنم که تا چه اندازهای به من احترام بگذارند. من نقطه تحمل بالایی در مقابل دیگران دارم ولی متاسفانه در مقابل مسافرم این گونه نیست .انشاالله به مرور زمان و کم کم با آموزشهایی که گرفتم بتوانم تغییر بکنم . بالا رفتن نقطه تحمل در مسائل منفی کاری ندارد .بسیار آسان و لذت بخش است. خود من در مقابل کسانی که غیبت میکردند سعی میکردم مقاومت کنم ولی گاه گاهی در جمع آنها حاضر میشدم .واین مشکلات و تخریبهای فراوانی را برای من به همراه داشت. به کار گیری ضد ارزشها به آموزش ، تجربه و تفکر زیادی لازم ندارد. ولی در بالا بردن نقطه تحمل در مسائل مثبت و ارزشی ما به آموزش تجربه و تفکر نیازمندیم .
ما درصورتی میتوانیم ضد ارزشها را کم کنیم کهدانایی ما بالا رفته باشد ونیز برای مقابله با ضد ارزشها باید وآگاهیهای ما بالا برود. من با ورودم به کنگره تا حدودی ضد ارزشها را شناختم و با آموزشهایی که در کنگره گرفتم . نقطه تحملم را بالا بردم .
نویسنده: همسفر مرضیه
ویراستار و ارسال مطالب: همسفر کبری(یاسین)
موضوعات مرتبط:
عملکرد لژیون
برچسبها:
کنگره۶۰,
درمان اعتیاد,
وادی نهم,
نقطه تحمل