قالب وبلاگ

با همسفران
وبلاگ لژیون همسفر آرزو --کنگره 60 
آخرين مطالب
چت باکس


هسفر پرتو:

علم و آگاهی که ما می آموزیم به دو قسمت تقسیم می‌شود یکی تولید و دیگری مصرف یعنی آموزشی که من گرفتم را عملی کنم و بتوانم به دیگران آموزش بدهم اگر این کار را انجام ندهم

مثل یک حماری هستم که باری روی دوش خودش حمل می‌کند. وقتی آموزش می‌گیریم اگر دچار منیت شویم فکر می‌کنیم که همچیز را بلدیم و می‌گوییم با من طوری رفتار کنید که

در شأن من باشد زیرا من مدرک دارم.هرچیزی که ما می آموزیم اساس خلقت است. فرشتگان به خداوند می‌گفتند چرا می‌‌خواهی انسان را خلق کنی که باعث فساد و تباهی می‌شود و

خداوند فرمود:« من چیزی را می‌دانم که شما از آن آگاه نیستید.» اولین چیزی که باعث شد انسان به تاریکی ها فرو برود همان نقض فرمان است مثل غیبت کردن، دروغ گفتن،

ربا خوردن و.... تنها راه خروج از تاریکی هم فرمانبرداری است.

برداشت خودم از سی دی این بود که وقتی این آموزش‌ها را در اینجا یاد میگیریم اول باید آنها را در زندگی کاربردی کنیم و باید از آنها استفاده کنیم و به دیگران این آموزش‌ها را منتقل کنیم

 

همسفر سارا:

استاد امین به عنوان معلم جهان بینی ما  داستان آدم و حوا که در قرآن ذکر شده را بیان می‌کنند. آدم و حوا در بهشت بودند. حالتی که وقتی چیزی را درخواست می‌کردند برایشان فراهم می‌شد.

وقتی شیطان عصیان

می‌کند و در مقابل آدم سجده نمی‌کند رانده می‌شود، شیطان درخواست مهلت می‌کند و خداوند می‌فرمایند:«برو که از مهلت یافتگانی.» آنها در بهشت بودند اما به شجرة خبیثه که درخت نبوده

بلکه نقض فرمان‌ها بوده نزدیک شدند زیرا شیطان به آنان گفته بود که شما اگر از آن درخت استفاده کنید تکامل پیدا می‌کنید و به دلیل نقض فرمان از بهشت رانده شدند.

راهنما باید دو ویژگی داشته باشد یکی رها شده باشد ودیگری بخواهد رهایی ببخشد اگر ویژگی دوم را نداشته باشد در همان سطح باقی می‌ماند و انرژی دریافت نمی‌کند. نیرو‌های حمایتگر

مشکلات را حل می‌کنند و به ما انرژی می‌دهند.

برداشت خودم این است که چیزی که یاد می‌گیریم را اگر یاد بدهیم نه تنها باعث ایجاد حس خوب نوع دوستی می‌شود بلکه خودمان هم چیزی یاد می‌گیریم زیرا آن شخص شرایط متفاوت دارد و

اصلا شخص متفاوتی است

برای همین اگر یاد ندهیم در همان سطح می‌مانیم.

همسفر کبری:

با نقض فرمان وارد تاریکی‌ها شده‌ایم وقتی فرمانبردار باشیم باعث می‌شود ذره ذره از آن تاریکی ها فاصله بگیریمو به سمت فرامین الهی و روشنایی ها سوق پیدا کنیم.من به دلیل ضدارزش‌ها

در تاریکی ها هستم.من شخصا عملی کردن سی‌دی ها برایم بشدت سخت بود اما وقتی وارد لژیون سردار شدم توانستم عملی‌اش کنم.همانطور که استاد امین فرمودند ما وقتی وارد کنگره می‌شویم

در تاریکی ها هستیم و راهنما با آموزش هایی که گرفته در مقابل تاریکی های وجود من می‌ایستد زیرا من تمایل برگشت دارم اما او می‌ایستد تا من از آن تاریکی‌ها خارج بشوم

با فرمانبرداری که دارم.

خدمت کردن من باعث تحت الامر باشم. وقتی ما آموزشی را گرفتیم باید بتوانیم در راه خدمت کردن به دیگران استفاده بکنیم، به جایگاه‌های مناسبی دست پیدا کنیم و

آن را آموزش بدهیم.پس اول باید علم را ابتدا عملی کنم و در مرحله بعد آن‌ را به آموزش بگذارم.

برداشت خودم این بود که عملی کردن آموزش‌ها بسیار تا بسیار مهم است و چگونگی عملی کردن آن هم مهم است.

همسفر مهری:

کسی که وارد اعتیاد می‌شود به دلیل نقض فرمان وارد آن شده که نیروهایی که باید در کنار وی قرار بگیرند علیه او می‌شوند.کسی که خمار می‌شود یا سقوط آزاد می‌کند به این دلیل که

نیرو ها علیه او هستند

بیشتر در تاریکی ها فرو می‌رود.راهنما با اینک هم در تاریکی و هم در روشنایی است به علت قسمت هایی که در روشنایی است می تواند به رهجو کمک بکند و اورا در

مقابل تاریکی‌هایش قرار دهد.برداشت خودم این بود که شرط خارج شدن از تاریکی‌ها همین فرمانبرداری و تا وقتی فرمانبردار خوبی نباشیم نمی‌توانیم فرمانده خوبی شویم.

همسفر الهه:

اگر فرمانبردار نباشیم به رهایی نمی‌رسیم و باید به حرف‌های راهنما خوب گوش کنیم. راهنمای ما قبلا این مسیر و تاریکی‌ها را رفته و باید بی چون و چرا از دستوراتش پیروی کنیم

در غیر این صورت آموزش هارا عملی نکرده و در تاریکی ها فرو می‌رویم. بهشت به کسی  داده می‌شود که انسان به نفس مطمئنه برسد و انفاسش را اختیار داشته باشد‌.

همسفر صغری:

من باید بتوان معلم واقعی خودم باشم. من در گذشته معلم دیگران بودم اما الان باید دوربینم روی خودم باشد. آموزش‌هایی که ما یاد می‌گیریم می‌گوید یا روزگار به ما آموزش می‌دهد یا آموزگار

زیرا آموزشی که می‌گرفتیم را اگر خوب استفاده نمی‌کردیم روزگار به ما می‌آموخت و ما بشدت آسیب می‌دیدیم.آموزش هایی که ما یاد می‌گرفتیم مثل حمار بودیم و عمل نداشتیم.

آموزش هایی را که می‌گیریم مانند گوهری است که آن را باید انتقال بدهیم اما اگر آن را در دستم بفشارم دستم آسیب می‌بیند و این گوهر خاموش می‌شود.

من زمانی می‌توانم دیگران را محذوب کنم که رفتار و گفتارم نیک و یکسان باشد.

برداشت خودم این بود که معلم واقعی خودم باشم بی آنکه بخواهم معلم دیگران باشم.

 

همسفر پروین:

گاهی اشخاص ادعا می‌کنند که تنها خدارا قبول دارند که گرفتن مستقیم فرمان و پیروی از او غیر ممکن است. هر سیستمی سلسله مراتب دارد و ما باید دنبال شخصی باشیم که از تاریکی که ما

هستیم خارج شده‌ باشد. آن شخص به دلیل فرمانبرداری در جایگاهی بالاتر از ما قرار دارد پس باید از او فرمانبرداری کنیم با اینک ممکن است خود آن شخص تاریکی‌هایی داشته باشند

اما تاریکی‌های مارا پشت سر گذاشته‌اند.

شخص نباید خود فرمان باشد و باید فرمانبردار راهنمایش باشد. انشان برای به دست گرفتن فرماندهی خودش باید علم داشته باشد و این علم از طریق روح به انسان داده می‌شود.

اجازه و نیرویی که راهنما به روح می‌دهد باعث می‌شود که انسان احیا شود و روح اورا هدایت کند.

برداشت من این بود که علم از طریق روح و راهنما است که به انسان داده می‌شود و راهنما به ذوح و نیروی درون من انرژی دادند.

همسفر زهرا:

برداشت من این بود که چگونه فرمانبردار خوبی باشیم و سعی کنیم فرمان‌ها را عملی کنیم. ما باید آموزش‌هایی را که می‌گیریم باید انتقال بدهیم.

صحبت های خانم ارزو:

نکته کلیدی این سی دی این بود که شرط ورود به تاریکی نقض فرمان است. کاری که شیطان انجام داد نقض فرمان بود چون در برابر فرمان خداوند عصیان کرد و باعث شد که از

درگاه خداوند رانده شود

با اینک یکی از فرشتگان مقرب خداوند بود باعث شد خداوند چنین تصمیمی بگیرد. در ادامه شیطان گفت من کسانی را با خودم هم پیمان می‌کنم و از جهات مختلف آن‌ها را وسوسه میکنم

زیرا آنها اختیار دارند،این کار را می‌کنم تا از فرمان خداوند خارج شوند. خداوند به آدم و حوا گفت به شجره خبیثه نزدیک نشوید منظورش نخوردن میوه خاصی نبود منظورش این بود

که نقض فرمان نکنند و وارد ضد‌ارزش ها نشوند.

کاری که شیطان کرد به آنان گفت خداوند نمی‌خواهد شما تکامل پیدا کنید شما باید این کار را بکنید تا به جایگاه بهتری برسید. آنان به شجره نزدیک شدند و اتفاقی که افتاد این بود

که چیزهایی که برایشان آشکار نبود،آشکار گشت و آنها مجبور شدند خودشان را با برگ و.. بپوشانند. حال اگر من به عنوان یک همسفر یا یک مسافر نقض فرمان های متعددی ممکن است

بکنم و این باعث می‌شود مدام در تاریکی فرو بروم

تا زمانی که کنگره در سر راه من قرار بگیرد تا از این تاریکی بتوانم خارج بشوم. شرط خروج از این تاریکی فرمانبرداری است که برای تک تک ما‌ ها به یک شکل است که

از تک تک دستوراتسخنان آقای مهندس و جایگاهای بالای کنگره پیروی کنیم. اگر فرمانی داده شود و من خود فرمان شوم و خودم ، فرمانی را که خودم می‌خواهم اجرا کنم، نه

آن چیزی را که راهنمای من می‌گویدآنگاه نقض فرمان رخ داده پس نیرو‌های منفی من را مانند آتشی دربر می‌گیرند. روح تحت امر رب است که در مراتب پایین می‌شود

کمک راهنما یعنی اگر من بخواهم و اجازه بدهم که روح من تحت امر رب قرار بگیرد آنگاه از تاریکی رها می‌شویم. زیباترین چیز این است که من با همه مسائلی که اتفاق می افتد

من اجازه بدهم که کمک راهنمایم روح من را تحت امرش قرار بدهد آنگاه علم رخ می‌دهد و

باعث می شود که من آموزش بگیرم و آن چیزی را که یاد می‌گیرم به عمل دربیاورم و آن فرمانبرداری اتفاق می‌افتد اما اگرنه خود فرمانی کنم آنگاه تحت تمر رب قرار نمی‌گیرم

چون کمک راهنما قسمتی از وجودش در تاریکی است و فسمتی در روشنایی، او کاملا نیروهای منفی و تاریکی یک رهجو را می‌داند زیرا او در این شرایط بوده و

وقتی تاریکی او را می‌بیند و کمکش می‌کند و گاهی جلوی آن نیروها را می‌گیرد و به آنان اجازه عمل نمی‌دهد. این نیروهای تاریکی خودش از پشت و نیروهای تاریکی رهجو

از جلو فشار می‌آورند اما او اجازه نمی‌دهد که رهجو تحت تاثیر نیروها قرار گیرد به شرط آنکه خود رهجو بخواهد. برای ماها به عنوان بندگان خداوند نیز همین است برای خروج از

تاریکی از فرمان های خدا پیروی می‌کنم و درواقع خودم را تحت امر رب قرار می‌دهم تا از تاریکی خارج شوم.اما اگرم بازهم خودم نخواهم این اتفاق نمی‌افتد.این بین رب و

بنده اش همین است و در ابعاد کوچک نیز همین است.

وقتی فرمانبرداری در هر زمینه باعث می‌شود ما در آن زمینه به فرماندهی برسیم به شرط آنکه خودفرمانی نکنیم. شرط رفتن به تاریکی تنها و تنها نقض فرمان است و شرط خروج

از آن فقط فرمانبرداری است. گفتن این نکته یک چیز است اما عمل به آن چیز دیگری. سخت ترین کار ممکن عملی کردن علمی است که آموخته‌ایم. ما باید معلم خودمان

باشیم وقتی از اشتباهات خود اگاه باشیم و باید یک ربی باشد تا مارا از آن خودفرمانی خارج کند. من این بود که چگونه فرمانبردار خوبی باشیم و سعی کنیم فرمان‌ها را عملی کنیم.

ما باید آموزش‌هایی را که می‌گیریم باید انتقال بدهیم

 


موضوعات مرتبط: عملکرد لژیون
برچسب‌ها: کنگره60, درمان اعتیاد, معلم, فرمانبرداری
[ چهارشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 15:42 ] [ آرزو.م ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما همسفرانِ مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکیهای اعتیاد به سمت روشناییها آغاز کرده اند. و برای رهایی خود و عزیزانمان تلاش می نماییم. خدا را شاکریم که راه درمان اعتیاد را در جمعیت احیاء انسانی کنگره 60به ما نمایاند. لژیون همسفر آرزو از 27 اردیبهشت ماه 97 در نمایندگی عمان سامانی شهرکرد شروع به کار کرده است . امید است که خدمتی باشد هرچند کوچک در جهت رسیدن به اهداف کنگره 60. با ما همراه شوید .
لینک های مفید
امکانات وب