بهنامقدرت مطلق الله
خلاصه عملکرد لژیون هشتم همسفران شهرکرد در روز دوشنبه مورخ : 16 اسفندماه 1400 با دستور جلسه: اجرای پیمان وادی هشتم و سی دی حلقه مفقوده (2)
خلاصه صحبتهای همسفران :
همسفر پرتو :
در سی دی اجرای پیمان وادی هشتم، آقای مهندس فرمودند که : من این الگو برداری را از ان جی یو یا همان ان ای که در آن رفت و آمد داشتم انجام دادم. برگزاری جلسات، سمت های دبیر، استاد، نگهبان و همچنین استقلال مالی داشتن را از این گروه آموختم برای همین وقتی کنگره را پایه گذاری کردیم، خود را به هیچ ارگان خاصی یا دولت وابسته نکردیم.
در قسمت دیگر بیان شد که انسان باید انتقاد پذیر باشد و هر انتقادی که شد بپذیرد و در صدد رفع آن مورد باشد مانند اینکه مثلا اگر راهنما انتقادی از رهجو کرد و به او کاری را گوشزد کرد رهجو باید با کمال میل پذیرا باشد و به حرف راهنما گوش بدهد و عمل کند.
در مورد اجرای پیمان هم وقتی ما در گذشته خطایی انجام دادیم الان برای اینکه مورد حمایت و بخشش خداوند قرار بگیریم و از ضد ارزش ها دوری کنیم باید این پیمان را انجام دهیم. شرایط اجرای پیمان به این صورت است که اول خود راهنما باید این پیمان را انجام داده باشد و در ادامه رهجو باید شش ماه از سفر دوم آن گذشته باشد، یعنی در کل با زمان سفر اول آن باید هجده ماه از سفر اول و دوم گذشته باشد. رهجو باید اول راهنمای خود را در جریان قرار دهد که آمادگی برای اجرای پیمان را دارد، پس از تایید راهنما به همراه رهجو درخواست خود را به نگهبان کنگره 60 ارائه میدهد و سپس نگهبان، مجوز انجام اجرای پیمان را صادر می کند.
برای اینکه به خطاهای خود اقرار کنیم لازم نیست که مانند آئین مسیحیت، خطاهای خود را پیش یک کشیش اعتراف کنیم یا اینکه راهنمای خود که ممکن هست چند ماه سفرش زودتر از ما تمام شده و به رهایی رسیده است. چون این افراد که نمیتوانند خطاهای ما را ببخشند و فقط خداوند هست که میتواند ما را مورد لطف و هدایت و بخشش خود قرار دهد. وقتی ما نتوانیم یک رازی را درون سینه خود حفظ کنیم! چگونه از دیگران میتوان انتظار داشت که آن راز را حفظ کنند؟!
برداشت من این است که : انسان باید هر رازی دارد را در سینه خودش حفظ کند و اگر خطائی هم مرتکب میشود چون فقط خداوند میتواند ما را مورد هدایت و بخشش خودش قرار بدهد فقط در محضر خداوند طلب بخشش و مغفرت کنيم نه در نزد بندگان خدا،که هیچ کاری از دست آنها بر نمی آید.
همسفر مهوش :
در مورد پیمان وادی هشتم: این پیمان، پیمانی هست که بین ما و قدرت صورت می گیرد. این پیمان در دو مرحله انجام می شود :
مرحله اول: از ساعت دوازده ظهر تا دو بعدازظهر هست. مرحله دوم: از دو بعدازظهر تا چهار بعدازظهر میباشد. اجرای مرحله پیمان به صورت داوطلبانه است و هر کسی که قصد دارد، در کار خودش بازنگری داشته باشد با کسب اجازه از راهنما می باشد و در صورتی که راهنما خودش پیمان را اجرا نکرده باشد، کسب اجازه از مقامات بالا صورت می گیرد.
محل پیمان: کنار رود، دریا، صحرا یا کوه هست.
شرایط پیمان این هست که :بدن و لباس تمیز باشد و آقایان پیراهن سفید و خانم ها روسری سفید بپوشند. مکان آن جایی باشد که فقط خودمان تنها باشیم و کسی صدای ما را نشنود و در حین اجرای پیمان از خوردن و آشامیدن خودداری کنیم.
لوازم پیمان : زیر انداز، قلم، کاغذ و کبریت هست.
مراحل اجرای پیمان هم، نوشتن سیاهه هست که به صورت خلاصه و فهرست وار می نویسیم، کلیات را نمی نویسیم برای این که اگر کسی به طور ناگهانی حاضر شد و این سیاهه را از ما گرفت، از جزئیات آن آگاه نشود. زمان نوشتن سیاهه از ساعت 12 تا 1:30 و زمان خواندن از 1:30 الی 2 بعدازظهر میباشد. بعد از اتمام نوشته سه بار با صدای بلند به طوریکه خودمان، صدای خودمان را بشنویم میخوانیم و بعد آن را آتش میزنیم و خاکستر آن را به باد یا رودخانه میدهيم.
مرحله دوم هم که در خواست از خداوند هست به این صورت خواسته یا دعایی را که برای خودمان یا دیگران را داریم مینویسیم و از خداوند میخواهیم که آن را اجابت کند. و خودمان پیمان می بندیم که با تفکر و تلاش و کوشش خودمان در برآورده شدن آن دعا کوشش کنیم.
همسفر نازنین :
آقای مهندس فرمودند که: ما هر علمی را پیش میگیریم حال فیزیک دان یا شیمی دان باشد، باید از تجربیات استادان قبل هم استفاده کرد و آنها را دست کم نگيريم و فکر نکنیم ما خودمان در بالاترین سطح قرار داریم. وقتی من خواستم کنگره را تشکیل بدهم از ان ای بعضی چیزها را یاد گرفتم.
مطلب دیگر اینکه انتقاد پذیر باشیم.
در مورد اجرای پیمان که گفتند : در ان ای به این صورت بود که، کا های اشتباهی را که انجام داده بودند را روی یک کاغذی مینوشتند و آن را به راهنما خودشان تحویل میدادند. واین کار اشتباه بوده است به این دلیل که شاید بعدا از این گفتهها بر علیه خودشان استفاده میشده است و از آنها سوءاستفاده شخصی یا مالی امکان داشته بشود. و ازین نتیجه میگیریم که انسان فقط باید این کارها و یا خطاها را در دل خود نگاه دارد.
در مورد اجرای وادی هم که در دو مرحله انجام میشود. یک مرحله از ساعت 12 تا 2بعدازظهر و مرحله بعد از ساعت 2 الی 4بعدازظهر انجام میشود. موقع انجام پیمان باید کسی اطراف ما نباشد و اول حمام برویم و تمیز باشیم و لباس سفید بپوشیم. بعد سیاهه را که نوشتیم آن را با صدای بلند بخوانیم و بعد از خواندن آن را بسوزانیم و خاکستر آن را به آب یا باد بدهیم.
همسفر خاور :
آقای مهندس فرمودند که : من تقریبا هفت ماه از رهاییم میگذشت که با گروه ان ای آشنا شدم و تولد یک سالگی رهایی ام را در آنجا برگزار کردم و خیلی چیزها را از آنجا یاد گرفتم. مانند استقلال مالی را از آنجا یاد گرفتم. یک کار اشتباهی که آنها انجام میدادند این بود که برای جبران خسارت کارهایی که در گذشته انجام داده بودند باید آنها را مینوشتند و به راهنما تحویل میدادند که این اصلا درست نیست و انسان هر مطلبی که هست را باید در سینه خود نگاه دارد و اگر به کسی گفته شود درست است که الان ما با هم خوب هستیم ولی امکان دارد زمانی این رابطه خراب شود و آن وقت هست که راز ما برای دیگران فاش میشود و برای ما ایجاد مشکل میکند. بنابراین من تصمیم گرفتم که این به صورتی باشد که سیاهه ای بنویسند و در جائی که خودشان تنها باشند در کنار رودخانه یا به صحرا بروند و آن را بعد از خواندن بسوزانند و خاکستر آن را به آب یا باد بدهند. و برای مرحله دوم هم به همین صورت خواسته یا دعای خود را بنویسند و بعد از خواندن آن را تکه تکه کنند و آن را به آب بسپارند.
همسفر پروین :
شصت سال قبل از اینکه کنگره تشکیل شود، گروهی بودند به نام گروه معتادان گمنام. آقای مهندس می فرمایند که: ما خیلی چیزها را از این گروه یاد گرفتیم ولی به این معنا نیست که بخواهیم پا جای پای آنها بگذاریم. یک سری نکات مثبتی این گروه داشتند مثل اینکه شخص باید استقلال مالی داشته باشد و از کسی کمک نگیرد، یا همین تشکیل جلسات را از همین گروه معتادان گمنام الهام گرفتیم و واقعاً لازم بود فقط آمدیم اعضای آن را تغيير دادیم، به جای رهبر استاد قرار دادیم. آنها دوازده قدم داشتند من چهارده وادی را نوشتم که البته مطالب آنها کاملا با همدیگر متفاوت هستند. بعد به مرور متوجه شدم کارهایی انجام میدهند که ممکن است به مرور ایجاد تخریب بکنند. مثلا آنها پنج، شش قدم داشتند که در مورد خداوند صحبت می کردند که خیلی هم خوب بود ولی متوجه شدم هر کاری که اینها میخواهند انجام بدهند، به خدا واگذار میکنند و میگویند هر چه که خدا بخواهد،اینجا بود که من وادی چهارم را نوشتم و گفتم که : در زندگی مسئولیت دادن به خداوند کار اشتباهی هست. قدم دیگری داشتند به نام جبران خسارت که در جبران خسارت میگفتند ما در دورانی که اعتياد داشتیم خیلی خسارت وارد کردیم ولی الان که اعتياد نداریم، باید این خسارت ها جبران شود. کسانی که به رهایی رسیده بودند، کارها و گناهانی را که انجام داده بودند به شکل سیاهه ای مینوشتند و آن را به راهنما خود میدادند تا راهنما آن را بخواند. من در اینجا حس کردم نوشتن گناه و خطا جز اینکه برای همان راهنما هم که بخواهد تخریب ایجاد کند چیزی نیست، چون کسی که مدتی مصرف کننده بوده است حالا به واسطه اینکه سه ماه یا شش ماه بیشتر از من رهایی دارد آیا این فرد میتواند این شخص را ببخشد؟! کسی که گناهان را میتواند ببخشد خداوند است.
پیمانی که در وادی هشتم انجام میدهیم به این خاطر است که ببینیم جایگاه ما در کجا قرار دارد؟! خودمان را مورد ارزیابی قرار بدهیم که چه کاره هستیم و از هستی چه انتظاری داریم.
این پیمان در دو مرحله انجام میشود، یک مرحله مربوط به گذشته ما میشود و یک مرحله آن مربوط به آینده ما میشود. کسی که میخواهد پیمان را انجام بدهد باید اول از راهنما خود اجازه بگیرد به شرطی که راهنما خودش پیمان را انجام داده باشد در غیر این صورت از نگهبان کنگره60 باید اجازه گرفته شود. کسی که پیمان را میخواهد انجام بدهد باید سفر اول خودش را با موفقیت طی کرده باشد و شش ماه هم از سفر دوم آن گذشته باشد یعنی در حدود هجده ماه از سفرش گذشته باشد. مراسم پیمان چهار ساعت طول میکشد از ساعت 12 تا ساعت 4 بعدازظهر، بهتر است که کنار دریا و در فضای باز انجام شود چون الهامات در فضای باز خیلی قوی تر و خیلی خوب هست و حمام بکند، لباس سفید بپوشد، دراین چهار ساعت از خوردن و آشامیدن چشم پوشی کند، وسایلی هم که نیاز دارد یک زیر انداز، قلم، کاغذ ویک کبریت هست.
انجام پیمان هم دو قسمت میشود که حدود یک ساعت و نیم مربوط به نوشتن سیاهه میشود و نیم ساعت هم برای خواندن آن سیاهه هست و قسمت دوم مربوط به خواسته های ما میباشد.
همسفر مرضیه :
تیتر وادی هشتم با حرکت راه نمایان میشود. آقای مهندس فرمودند : تولد یک سالگی رهایی خودم را در گروه معتادان گمنام برگزار کردم و آنها تقریبا یک الگویی برای من بودند و همانطور که هر علمی که میخواهیم یاد بگیریم باید یک الگویی داشته باشیم. در مورد گروه ان ای خیلی از مسائل آنها مورد قبول من نبود و خیلی از کارهای آنها باعث ایجاد تخریب می شده است. خیلی از مسائل آنها مانند استقلال مالی داشتن، داشتن جلسات آنها خوب بود و من از آنها الگو گرفتم.
مورد دیگری هم که وجود داشت، مسئله جبران خسارت بود که آنها باید خطا و لغزشهای خود را مینوشتند و آن را به راهنمای خودشان تحویل می دادند. که من این را تغيير دادم و پیمان وادی هشتم را نوشتم. این بخاطر این است که انسانی اگر خطا و لغزشی انجام داده است را اگر واقعاً بخواهد در صراط مستقیم قرار بگیرد در مورد خودش بازنگری انجام بدهد و ببیند آیا می تواند در این راه قدم بردارد یا نه؟! این را راهنما تشخیص میدهد، کسی که زود قهر می کند، زود دلگیر میشود اینها نمی توانند این پیمان را انجام بدهند.
وسایلی که برای اجرای پیمان لازم هست : قلم، کاغذ، کبریت و زیر انداز هست. کسی که برای انجام پیمان میرود باید غسل کند، حمام برود، لباس سفید بپوشد، خانم ها روسری سفید و آقایان پیراهن سفید بپوشند. در صحرا و دشت این کار را انجام بدهد و کسی در اطراف آن نباشد حتی نزدیکترین فرد به آن شخص هم نباید حضور داشته باشد. در دو مرحله انجام میشود :یک مرحله که از ساعت 12ظهر تا 2 بعدازظهر میباشد و مرحله بعد از ساعت 2 بعدازظهر تا 4 بعدازظهر می باشد. از ساعت 12 ظهر تا یک و نیم ساعت زمان نوشتن سیاهه می باشد و برای نوشتن سیاهه به صورت فهرست وار مینویسیم و بعد از نوشتن سه مرتبه با صدای بلند آن را میخوانیم اگر وقت اضافه آوردیم مینشینیم و سکوت می کنیم و میگذاریم که فکر ما به هر کجا خواست به پرواز در آید. سپس آن سیاهه را میسوزانیم و خاکستر آن را به باد یا آب میدهیم. بعد از پایان این مرحله خواسته های خودمان را مینویسیم، دوباره آن را میخوانیم و ریز ریز میکنیم و آنها را به باد یا آب می دهیم و یادمان باشد که به جز خداوند این کوه و دشت و صحرا هم شاهد این پیمان ما هستند.
همسفر مهری :
آقای مهندس در مورد گروه ان ای صحبت نمودند و اینکه این گروه از شصت سال پیش وجود داشتند و من از یک سری از کارهای آنها الهام گرفتم. آنها دوازده قدم یا دوازده سنت داشتند و من چهارده وادی و دوازده قانون را نوشتم. استقلال مالی و برگزاری جلسات را هم از آنها یاد گرفتم و برای جلسات به جای منشی و رهبر، استاد، دبیر و نگهبان قرار دادم.
در مورد پیمان وادی هشتم صحبت میشود و میگويند : کسی که این پیمان را میخواهد اجرا کند باید با اجازه کمک راهنما باشد و کسانی که زود رنج و انتقاد پذیر نیستند، راهنما به این افراد اجازه نمیدهد که این پیمان را اجرا کنند. کسانی که از آگاهی و خردمندی لازم بر خوردار باشند، انتقاد پذیر تر هستند و انسانها هر چقدر که نادان تر و نا آگاهتر باشند بیشتر در جهالت هستند.
زمان پیمان از ساعت 12 ظهر تا 4 بعدازظهر میباشد. که در دو ساعت اول سیاهه خطاهای خود را مینویسیم یعنی از ساعت 12 ظهر تا ساعت 1:30 و بعد با صدای بلند آن را سه مرتبه میخوانیم به طوری که خودمان هم بشنویم و اگر وقت اضافه آوردیم آن را در سکوت میگذرانیم و فکر خود را مهار نمی کنیم و اجازه می دهیم که فکرمان به هر کجا خواست به پرواز در بیاید و بعد سیاهه را آتش میزنیم و خاکستر آن را به باد یا دریا میسپاریم. در مرحله دوم درخواست از قدرت مطلق هست که در سی ثانیه اول عرض ادب در مقابل خداوند را انجام میدهیم و بعد درخواست های خودمان را چه برای خودمان و چه برای دیگران را از خداوند میخواهیم و آنها را مینویسیم و از خداوند میخواهیم در صورت امکان گناهان ما را ببخشد و ما را مورد حمایت و هدایت خودش قرار بدهد و به خداوند قول میدهیم که بقیه عمر خودمان را برای خدمت به دیگران قرار بدهیم و کارهای ضد ارزشی خودمان را جبران کنیم و این تا ساعت 4 بعدازظهر هست و بعد نوشته های خود را تکه تکه می کنیم و آن را به باد و یا آب میدهیم. جرای پیمان وادی هشتم.آقای مهندس فرمودند کنگره شصت از N.A الهام گرفته شده زیرا قدمت بیشتری دارد. از این سازمان استقلال مالی، برگزاری جلسات، وادی ها از این سازمان مردم نهاد الهام گرفتیم. استاد جلسه و منشی از کارکنان این نهاد بودند که به جای استاد نگهبان و بجای منشی دبیر قرار دادیم. در N.A حدود ۱۲ قدم و قانون وجود دارد که برخی کارهایشان تخریب ایجاد میکرده بنابر این آنها را تغییر دادیم، مثلا ۵_۶ قدم درباره واگذاری مسئولیت به خداوند صحبت میکنند که من در وادی ۴ اینک واگذاری مسئولیت به خدا در مسائل حیاتی را نباید به خداوند واگذار کنیم زیرا سلب مسئولیت میباشد. به عقیده آقای مهندس کنگره ۶۰ مکمل N.A هست. جبران خسارت مسأله دیگریست که در N.A برای جبران خسارت سیاهه مینوشتند و به راهنما میدادند تا آن را بخواند و کسی که ۳_۶ماه رهایی دارد قابل اعتماد نیست و دلیل نمیشود رازدار من بشود در غیر این صورت باعث تخریب میشود زیرا تنها خداوند حلال مشکلات است و تنها باید به او بگوییم افراد دیگر قادر به حل آنها نیستند و باید مثل راز در سینه ما باقی بمانند
همسفر الهام:
در این سی دی آقای مهندس فرمودند که : ما کنگره را از ان ای الگو برداری کردیم در واقع کنگره مکمل ان ای هست، در ان ای دوازده قدم داریم ولی در کنگره چهارده وادی داریم. استقلال مالی و جلساتی که برگزار میشود را از آنجا من یاد گرفتم. همچنین جبران خسارت را که آقای مهندس اجرای پیمان را در وادی هشتم قرار دادند. این اجرای پیمان بین انسان و قدرت مطلق هست و اینکه ما خودمان را ارزیابی کنیم که چرا در هستی وجود داریم و خواسته ما از هستی چه میباشد؟! مربوط به گذشته و آینده ما می باشد.
زمان اجرای پیمان 4ساعت هست، با کسب اجازه از راهنما به شرط اینکه راهنما خودش این پیمان را اجرا کرده باشد. در دو ساعت اول کارهای ضدارزش و گناهان خود را روی یک سیاهه مینویسیم در مدت یک ساعت و نیم و بعد هم آن را با صدای بلند میخوانیم و آتش میزنیم و خاکستر آن را به باد یا آب میدهیم. دو ساعت بعد در مورد خواسته های ما هست که چه خواسته یا دعایی برای خودمان یا دیگران داریم را روی کاغذ مینویسیم و دو مرتبه آن را با صدای بلند می خوانیم و بعد آن را تکه تکه میکنیم و به باد میسپاریم.
اجرای پیمان به نظر من، زمانی که انسان با خودش و خدای خودش پیمان می بندد، زمانی که در مسیر ضد ارزش ها قرار بگیرد، این پیمان مانند تلنگری هست که باعث شود من به یاد بیاورم که پیمان بستم و نباید آن کار ضد ارزش را انجام بدهم.
همسفر سارا:
برداشت من از این سی دی این بود که : آقای مهندس تأکید داشتند که ما خواسته های خودمان را و کارهای ضد ارزشی را که انجام دادیم برای کسی بازگو نکنیم و راز دار باشیم و رازی بین خودمان و خدای خودمان باشد. چون اگر آن کار ضد ارزش را به کسی بگوییم، ممکن است روی آن فرد تأ ثیر بگذارد و دیدگاه آن تغییر کند، همچنین ممکن است علیه ما کاری انجام بدهد. اکثریت انسان ها به آن حالت تعادل نرسیده اند که بخواهند راز دار باشند. یک جمله معروف هست که میگوید: هدف خودت را به کسی نگو، چون به هرحال نمیشود گفت که آن انسان ممکن است یک مقدار حسادت یا بد خواهی در وجودش باشد،اگر ما خواسته خود را هم بگوییم باز ممکن است که بر علیه ما استفاده کند.
صحبتهای همسفر پرتو در مورد سی دی حلقه مفقوده (2) :
در ابتدا آقای مهندس فرمودند که : ما در قسمت اول سی دی حلقه مفقوده (1) در مورد ید(دست) واحده، گروه درمانی و اینکه جهان بینی واقعاً یک حلقه مفقوده است. جهان بینی فقط در درمان اعتیاد نیست، بلکه در تمام سطوح مورد استفاده قرار میگیرد. جهان بینی به معنای چگونه زیستن هست. حیوانات نیازی به جهان بینی ندارند، چون به طور غریزی از موقع خلقت دارای یک برنامه از پیش تعیین شده برای خودشان هستند ولی انسان ها به این صورت نیستند، چون دارای قدرت اختیار هستند و همیشه بر سر یک دو راهی قرار میگیرند و اینکه وقتی بر سر دو راهی قرار گرفتند، بتوانند تشخیص بدهند کدام راه درست و یا کدام راه اشتباه است،تا به قولی جهان بینی به آنها کمک میکند، بتوانند سره را از نا سره تشخیص بدهند.
در مورد صبر و استقامت و تلاش صحبت شد که انسانها با صبوری و تلاش و کوشش میتوانند از پس مشکلات خود بر بیایند و به درجات بالایی دست پیدا کنند.
آقای مهندس فرمودند که : در مقاله ای که در سال 93 ارائه دادند، از من سوال شد که آیا اعتیاد درمان قطعی دارد یا ندارد؟! من گفتم: بله اعتیاد درمان قطعی دارد. آنها گفتند که اعتیاد بیماری هست که فقط مربوط به جسم و روان انسان میشود و قابل درمان نیست. من گفتم : درست است در رابطه با جسم و روان هم هست ولی وقتی ما در کنگره جهان بینی را به افراد آموزش دادیم و وقتی درمان این سه( جسم، روان و جهان بینی) در کنار هم انجام شود به طور قطع درمان صورت میگیرد.
برخی از پزشکان گفتند :اعتیاد را فقط مانند بیماری دیابت یا فشار خون میشود کنترل کرد، ولی من گفتم وقتی بتوانیم موادمخدر درونی را که از تعادل خارج شدند و دیگر در بدن ترشح نمیشوند را، راه اندازی کنیم توسط داروی OT و با روش DST و با تیپر کردن جسم را به تعادل برسانیم.
از آقای مهندس سوال کردند که شما چگونه میگوئید که جهان بینی در درمان اعتیاد تأثیر دارد؟!
آقای مهندس فرمودند که : کسی که به کنگره می آید حال چه مصرف کننده باشد یا مصرف کننده نباشد ممکن است کارهای ضدارزشي زیادی انجام داده باشد ولی هنگامی که به کنگره می آید و تحت آموزش قرار میگیرد با وادی ها آشنا میشود متوجه کارهای ارزشی و ضد ارزشی میشود و سعی میکند با آموزشهایی که دریافت میکند باعث میشود از ضدارزش ها دوری کند زیرا جسم هم در حال بازسازی و به تعادل رسيدن هست و میتواند آن فرد قدرت تشخیص را پیدا کند و به سمت ارزش ها حرکت کند.
در ادامه صحبت شد که در زمان قدیم اشخاصی مانند عطار یا جامی وجود داشتند که وادی هایی را داشتند مانند خواست، عشق، طلب و... بوده است. که در اینجا آقای مهندس در وادی ها عشق را در مرحله آخر قرار دادند(وادی چهاردهم) و اینکه ما باید از وادی اول که تفکر است شروع کنیم و یک به یک وادی ها را انجام بدهیم و سپس در مرحله آخر به عشق برسیم،که عشق مهم است و تکمیل کننده وادی ها در طول سفر هست.
تمام جهان بینی و آموزشها را از کلام الله شریف الهام گرفتیم که یک سری مواردی هست که جزء کارهای ضد ارزشی هست و در سوره حجرات بیان شده و حجرات به معنای حریم خصوصی هم هست. این موارد به این صورت هستند :
1_پشت سر دیگران غیبت نکنیم، وقتی غیبت میکنیم مانند این است که گوشت تن برادر مرده خود را میخوریم.
2_در زندگی دیگران تجسس و دخالت نکنیم و به زندگی خودمان مشغول باشیم. اگر کسی به صورت پنهانی کاری را انجام میدهد به ما هیچ ارتباطی ندارد که در زندگی آن شخص بخواهیم کنجکاوی کنيم و آن شخص اگر میخواست که همه از کار آن با اطلاع باشند که به طور پنهانی آن کار را انجام نمی داد.
3_وقتی به میهمانی میروید آن حرمت میهمان و میزبان را رعایت کنید. اگر به میهمانی رفتید بالفرض شام را که خوردید زیاد ننشینید و فکر این را بکنید که فرد میزبان میخواهد بخوابد و صبح به سر کار برود و تا دیر وقت یا نیمه های شب آنجا نمانید و رعایت بکنید که مزاحم میزبان نشويد.
4_بدون اطلاع قبلی و یا سرزده به منزل کسی نروید چون شاید آن فرد شرایط و آمادگی لازم برای پذیرایی از شما را نداشته باشد.
5_با بزرگترها بلند صحبت نکنیم،برای بزرگتر ها احترام قائل باشیم. بخصوص پدر، مادر و حتی راهنمای خودمان شرایط ادب و احترام را به جا بياوريم.
6_در مکان های عمومی هم داد و فریاد نزنیم که بخواهیم مثلا در پارک کسی را بلند صدا بزنیم یا در استخر شنا هم به همین صورت رعایت کنیم و سر و صدا ایجاد نکنیم که باعث ایجاد مزاحمت برای دیگران بشود.
7_دیگران را مسخره نکنیم چون این واقعاً یک کار ناپسند میباشد.
8_اجازه نداریم نسبت به دیگران گمان بد ببریم و نسبت به دیگران بدبین باشیم.
9_هر کسی هر حرفی به ما زد آن حرف را فوری باور نکنیم در مورد آن حرف یا خبر تحقیق کنيم و ببینیم آیا آن خبر صحيح است یا صحیح نیست. بعضی افراد فاسق(کسی که قوانین و حرمت ها را در نظر نمیگیرد و حرمت ها را می شکند) هستند که بخصوص در فضای مجازی خبری را پخش میکنند و ماهم بدون اینکه بدانیم آن خبر درست است یا نه، آن را برای دیگران هم می فرستیم که اینکار اشتباه است و باید از صحیح بودن آن خبر اطلاع داشته باشیم.
در ادامه مطلب ید (دست) واحده صحبت شد و فرمودند که : ممکن است ما با اعضای خانواده خود نسبت خونی داشته باشیم که این از نظر جسمی هست ولی از نظر روحی حتی یک پدر و فرزند هم ممکن است با هم روح مشترکی نداشته باشند ولی بالعکس ممکن است با فردی که با ما هیچگونه نسبت فامیلی ندارد، از نظر روحی دارای حس و روح مشترک باشیم که این همان ید واحده هست و به کمک ما می آيد. مانند اعضای کنگره که باهم هیچ نسبتی ندارند ولی همه دارای یک روح مشترک هستند که تشکیل همان ید واحده را میدهند و درجهت رسیدن به اهداف و رهایی به همدیگر کمک میکنند.
در ادامه کمک راهنما خانم آرزو گفتند:
اجرای پیمان وادی هشتم
آقای مهندس فرمودند من تولد یکسالگی ام را در سازمان معتادان گمنام جشن گرفتم و استقلال مالی، برگزاری جلسات را از آنها الگو گرفتم.
آنها دارای ۱۲قدم بودند که یکی از قدم ها این بود که کلیه ی مسئولیت ها را به خداوند واگذار می کردند ولی من وادی چهارم را نوشتم و در وادی چهارم نوشتم که در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.
آنها برای جبران خسارت سیاهه مینوشتند و به راهنما میدادند تا آن را بخواند و این کار کار نادرست و اشتباهی بود چون کسی که ۳تا۶ماه رهایی داشت قابل اعتماد نبود و دلیلی وجود ندارد که راز دار من باشد واین باعث تخریب می شد تنها خداوند است که می تواند راز دار هر کسی باشد چون اگر بخواهیم رازهای خود را برای کسی بازگو نماییم و با هم مشکل پیدا کنیم امکان باز شدن آن راز وجود دارد باید بنابراین راز باید در سینه ما باقی بماند.
وقتی فردی می خواهد از ظلمت خارج شود خداوند همه وسایل رحمت خود را برای اومی فرستد تمام نیروهایش را برای من اعزام می کند و همه موانع را از جلوی پایم برمی دارد ولی اگر بخواهم به کارهای ضدارزشي ادامه دهم آن موقع شیطان را سراغم می فرستد و وسوسه در وجودم بوجود می آید و اگر توانستم در برابر ضد ارزشها و در برابر وسوسه مقاومت کنم جهاد اکبر انجام داده ام یعنی با مقاومت کردن در برابر وسوسه می آموزم در غیر این صورت آموزش و عملی کردن آموزشها در کار نخواهد بود.
هر چه فرد دانا و آگاه باشد انتقاد پذیر است ولی افراد نادان هر گاه مورد انتقاد باشند ناراحت میشوند قبول نمیکنند و به آنها بر میخورد، هرچه این رفتار بیشتر باشد یعنی فرد نادان تر و ناآگاه تر است.
برای خروج از ضد ارزشها و مطرح کردن خواسته ها این راز و نیاز باید بین انسان و خداوند باشد پس لازمست من تفکر کنم و ضدارزش هایم را بخاطر آورن و حساب خود را مشخص کنم و در ادامه خواسته های خود را نیز به وضوح مشخص کنم.
اجرای پیمان وادی هشتم یکسری آداب و مقدمات دارد. اولین شرط این است که ۶ماه از سفر دوم من گذشته باشد. سپس اجازه راهنما را نیاز دارم، راهنما باید مارا بشناسد و بداند که آیا صلاحیت اجرای پیمان را داریم یا خیر، اگر صلاحیتش را داشته باشیم راهنما درصورتی که خودش این پیمان را اجرا کرده باشد من در خواستم را به راهنما میدهم و هر دو خدمت آقای مهندس می رویم و آقای مهندس نامه را امضاء کرده و به من اجازه انجام پیمان را به مدت ۱۵روز می دهد اگر در این زمان پیمان اجرا شد مشکلی نیست اگر نه باید سه ماه صبر کنیم و بعد دوباره اقدام کنیم، اگر راهنما پیمان را اجرا نکرده باشد آقای مهندس شخصا اجازه پیمان را می دادند ولی این قانون تغییر کرد و هم اکنون درخواست پیمان را به ایجنت نمایندگی داده و ایشان از طرف آقای مهندس اجازه اجرای پیمان را می دهند. پس از این مراحل باید در رابطه با ضد ارزشهایمان و خواستهایمان تفکر کنیم البته یادداشت برداری نمیکنیم ولی به دنبال آنها در وجود خود میگردیم. در گام بعد باید محل اجرای پیمان را پیدا کنیم و جای مناسب و دنجی باشد که افراد مزاحم من نشوند این پیمان در کنار کوه،صحرا رودخانه یا دریا قابل اجراست باید با خودمان قلم و کاغذ و کبریت و یک زیرانداز ببریم و همچنین لباس تمیز بپوشیم و بدنمان نیز تمیز باشد. قبل از ساعت ۱۲به محل مورد نظر میرسیم و راس ساعت ۱۲ اجرای پیمان را شروع میکنیم. از ساعت ۱۲ تا ساعت ۱:۳۰ شروع به نوشتن ضد ارزشها و اعمال بد گذشته مان میکنیم به شکل فهرستوار البته قبل از آن در مقابل قدرت مطلق شرط ادب را به جا می آوریم سپس از ساعت ۱:۳۰ تا ۲ آن نوشته را ۳ بار با صدای بلند( به شکلی که خودمان صدای خودمان را بشنویم) میخوانیم و از خداوند می خواهیم که ما را مورد هدایت و در صورت امکان بخشش خود قرار دهد و از این تاریخ پیمان می بندیم مرتکب کارهای ضد ارزشی نشویم و از می خواهیم فرصت دهد تا خطاهای خود را با خدمت به انسانها بخصوص انسانهای دردمند جبران کنیم بعد از کمی تفکر نوشته های خود را میسوزانیم و سپس به باد یا آب میسپاریم؛ اگر وقت اضافه آوردیم فکرمان را به پرواز در میآوریم و در سکوت به سر می بریم.
مرحله دوم از ساعت ۲ تا ساعت ۳:۳۰ شروع به نوشتن درخواستهایمان و یا هر دعایی که داریم میکنیم و پیمان می بندیم خودمان هم برای تحقق خواسته های خود با تمام قدرت تلاش و تفکر کنیم بعد از آن سه بار بلند از روی نوشتهها میخوانیم و از خداوند میخواهیم خواسته ما را اجابت کند سپس آن را به تکه های ریز تبدیل میکنیم و آن ها را به رودخانه دریا و یا باد میسپاریم ، تا ساعت ۴ اندیشه خود را به پرواز درمیآوریم.
در این مراسم کوه و صحرا، دریا و رودخانه شاهد پیمان ما بوده اند، ان شاء الله همسفرانی که از سفر دوم آنها ۶ماه گذشته مراسم پیمان را انجام دهند.
در مورد سیدی حلقه مفقوده (۲)
حلقه مفقوده درمان اعتیاد جهانبینی است، جهانبینی یعنی من قوانین زندگی را یاد بگیرم و راه و روش چگونه زیستن را بدانم، در واقع چشمانم باز میشود که دید دیگری نسبت به خودم و اطرافیانم داشته باشم جهان بینی برای همه افراد لازم است و یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد می باشد که مسافران با مصرف داروی اوتی جسم خود را بازسازی می کنند به موازات آن با آموزش گرفتن و عمل به آموزش ها تغییر در جهان بینی آنها بوجود می آید و با تغییر خلق و خو و درست شدن دو ضلع جهان بینی و جسم و خدمت کردن روان به تعادل می رسد.
برای همسفر هم جسم با تغذیه درست و بدست آوردن وزن مناسب و ورزش جسم خود را بازسازی می کنند، با آموزش گرفتن و عمل به آموزش ها جهان بینی و به موازات درست شدن آن اضلاع روان و خلق و خو هم عوض می شود.
در کنگره ۶۰الفبا را یاد داده ایم و فرد خودش مشکلش را حل میکند و راه را می رود، من عادت کردم دیگران مشکل مرا حل کنند ولی دیگران نمی توانند جسم من وسیله نقلیه من است و جسمی که مثل من هست ممکنه با من نسبت داشته باشد اما روحش نسبت نداشته باشد مشکلات با من همراهی می کند ما دارای روح مشترک هستیم
ما با کسی که دارای روح مشترک هستیم به کمک ما می آید و راه را به ما نشان می دهد.
♦️نتیجه
ان شاء الله همسفرانی که از سفر دوم آنها ۶ماه گذشته مراسم پیمان را انجام دهند.
و مثل درختان در برابر مشکلات و سختیها ایستاده بمیرم.
نویسنده: همسفر پرتو
ارسال مطالب: همسفرکبری
موضوعات مرتبط:
عملکرد لژیون